تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
ردّ سخن جمعيست كه عذر مىگويند كه دنيا ما را فريب داد ، باين كه : دنيا چنين نيست كه مضطرّ سازد كسى را در فريب خوردن ، هر كه فريب آن را نخورد أو نمىتواند أو را فريب دهد ، پس كسى كه فريب دنيا خورد گناه اوست كه فريب آن خورده نه گناه دنيا كه فريب داده آن را .

9655

ما العاجلّة خدعتك ولكن بها انخدعت . نيست عاجله يعنى دنيا چنين كه مكر كرده باشد با تو بلكه تو بآن مكر پذيرفتهء ، اين هم مضمون فقرهء سابق وتأكيد آنست .

9656

ما أقلّ الثقة المؤتمن وأكثر الخوّان . چه كمست معتمد امين وبسيارست خيانت كننده ، مراد اظهار كمي آن وبسيارى اينست وتعجّب از آن .

9657

ما أكثر الاخوان عند الجفان ، وأقلّهم عند عادثات الزّمان . چه بسيارست برادران نزد كاسه‌ها ، وكم است نزد حوادث روزگار ، مراد اظهار بسيارى برادرانست در وقتي كه كسى آشى داشته باشد وكمي آن نزد حوادث روزگار كه أو را فقير ودرويش گردانيده باشد تا اين كه آدمي بر برادرى آن برادران اعتماد نكند وكسى را كه در اين وقت برادرى كند بر أو اعتماد نمايد .

9658

ما حمل الرّجل حملا أثقل من المروّة . بر نداشته مرد بارى سنگينتر از مروّت ، يعنى آدميّت ، غرض اشاره بدشوارى بجا آوردن لوازم آنست .

9659

ما تزيّن الانسان بزينة أجمل من الفتوّه .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 96 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)