9642
ما أبعد الخير ممّن همّته بطنه وفرجه .
چه دورست خير از كسى كه عزم وهمّت أو شكم أو وفرج أو باشد يعنى عزم أو مقصور بر آنها باشد ودر غم تهيّه وتدارك آخرت نباشد ، يا اين كه اهتمامى به آنها داشته باشد چه همين نشان دورى خيرست از آن كسى كه خير نزديك باشد باو [ واو ] اهتمام واعتنائى نمىدارد به آنها .
9643
ما أعمى النّفس الطّامعة عن العقبى الفاجعة .
چه كورست نفس طمع كننده از عاقبت درد آورنده ، غرض اظهار تعجّب است از نهايت كورى نفسي كه طمع كننده در دنيا باشد از عاقبت درد آورنده كه جهنّم وعذابهاى آن باشد ، واين كه تا كسى نهايت كورى از آن نداشته باشد طمع در دنيا كه بآن عاقبت مىكشد نكند .
9644
ما الانسان لولا اللّسان الّا صورة ممثّلة أو بهيمة مهملة .
نيست آدمي اگر نباشد زبان مگر صورتي كشيده شده يا جانورى واگذاشته شده ، مراد ترغيب آدميست در اهتمام در اصلاح زبان خود ، واين كه امتياز آدمي به آنست ، واگر آن نباشد بمنزله صورتيست كشيده شده يا جانور جنبندهء كه مهمل واگذاشته شده باشد وتربيتى نيافته باشد .
9645
ما أصدق الانسان على نفسه وأىّ دليل عليه كفعله .
چه راستگوست آدمي بر نفس خود ، وكدام دليلست بر أو مانند كار أو ، غرض اينست كه خوبى وبدى آدمي را از افعال واعمال أو مىتوان يافت وآنها عجب گواهى راستند ودليلي بر آن مانند آنها نباشد .
9646
ما أعظم الّلهم ما نرى من خلقك ، وما أصغر عظيمه في جنب ما غاب عنّا من قدرتك .