تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

8028

من أمن الزّمان خانه ومن أعظمه أهانه . هر كه امين گرداند روزگار را خيانت كند آن أو را ، وهر كه تعظيم كند أو را خوار گرداند آن أو را ، مراد به « امين گردانيدن روزگار » اعتماد بر آنست وراستگو دانستن آن در آنچه مىگويد ، يعنى در دل أو مىاندازد از اميدها وآرزوها ووفا به آنها ورسانيدن أو به آنها ، وبه « خيانت كردن آن » وفا نكردن آنست بآن وعدها ونوميد گذاشتن أو بعد از همهء تعب وزحمت كه كشيده باشد در سعى از براي آنها ، ومراد به « تعظيم كردن آن » نيز اعتماد ووثوق به آنست ، وبه « خوار گردانيدن » همان خلف وعده كردن ونوميد نمودن أو ، وپوشيده نيست كه نسبت اين أمور بروزگار از قبيل مجاز عقليست چنانكه شايع است « 1 » كه امرى را كه در زماني يا مكاني واقع شود اسناد بآن ميكنند چنانكه مىگويند « جرى الميزاب يعنى ناودان روان شد » وحال آنكه ناودان روان نمىشود بلكه باران در ناودان روان مىشود ، ومىگويند : « صام نهاره يعنى روزه گرفت روز أو » وحال آنكه روز روزه نمىگيرد بلكه أو در روز روزه مىگيرد پس چون اين وعدها وخلفها از شيطان يا نفس باغواى أو در روزگار واقع مىشود نسبت آنها بروزگار مىتوان داد .

8029

من أحسن الملكة أمن الهلكة . هر كه نيكو كند خوى را أيمن شود از هلاك شدن ، مراد ايمنى از هلاك شدنيست كه بسبب خويها وأخلاق بد مىشود ، يا مطلق هلاك شدن بنا بر اين كه كسى كه أخلاق وصفات خود را نيكو كند أفعال خود را نيز نيكو كند بلكه تا أفعال نيكو نشود أخلاق نيكو نمىشود ، وممكن است كه « هلكه » در اينجا بمعنى سلوك با بندگان
هامش
( 1 ) مانند اين بيت كه در فارسي بسيار معروفست :« روزگارست آنكه گه عزّت دهد گه خوار دارد * چرخ بازيگر أزين بازيچه‌ها بسيار دارد »
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 212 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)