باشد ومعنى اين باشد كه « هر كه نيكو كند سلوك را با بندگان خود أيمن شود از هلاك شدن » يعنى هلاك شدني كه بسبب بد سلوكى با ايشان حاصل شده چنانكه در حديث وارد شده كه : داخل نمىشود بهشت را سيّىء الملكة يعنى كسى كه بد سلوك باشد با بندگان خود ، يا مراد مطلق هلاكشدن باشد وسلوك خوب با بندگان باعث توفيق باز ايستادن از هر گناهى باشد كه باعث هلاك شود .
8030
من جار ملكه عظم هلكه « 1 » .
هر كه ستم كند ملك خود را ، يعنى بندهء خود را عظيم باشد هلاك أو ، وممكن است كه « ملك » بضمّ ميم باشد ومعنى اين باشد كه هر كه پادشاهى أو جائر باشد يعنى مايل باشد از ميانه روى ، يا ظالم باشد عظيم باشد هلاك أو ، واسناد ظلم بآن بر سبيل مجاز عقلي باشد باعتبار ظالم بودن صاحب آن .
8031
من ضعف جدّه قوى ضدّه .
هر كه ضعيف باشد جدّ أو قوى شود دشمن أو ، مراد ترغيب در جدّ وجهدست در نظم ونسق أمور خود واين كه كسى كه جدّ نكند در آنها دشمن أو قوى گردد .
8032
من ركب جدّه قهر ضدّه .
هر كه سوار شود بر جدّ خود غلبه كند بر دشمن خود ، مراد اينست كه غلبه بر دشمن بي آن نمىشود ، يا غالب اينست كه كسى كه جدّ وجهد تمام كند غالب گردد ، زيرا كه كم اتّفاق مىافتد كه هر دو طرف جدّ تمام داشته باشند ، وممكن است كه مراد به « دشمن » خصوص شيطان باشد وبنا بر اين حكم كلى مىتواند بود .
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « الهلك بالضمّ والفتح لغة الهلاك ، تقول : لأذهبنّ فامّا هلك وامّا ملك ، أي إمّا ان أهلك وإمّا ان أملك » وترجمهء اين عبارت آنست كه در اين بيت فارسي گفتهاند :« يا كار بكام دل مجروح شود * يا ملك بدن بىملك روح شود »