وزحمت از براي طلب زياد از آن نيندازد چه هر كه ميانه روى كند كفاف أو بآسانى باو برسد وقانع بآن تواند شد واگر اسراف كند قانع بآن نتواند شد .
6365
غاية المعرفة ان يعرف المرء نفسه .
غايت معرفت اينست كه بشناسد مرد نفس خود را ، يعنى نهايت معرفت وشناسائى اينست كه مرد بشناسد چنانكه بايد نفس خود را ، زيرا كه شناخت نفس خود چنانكه بايد مستلزم شناخت حق تعالى « 1 » ومعرفت جملهء أحوال مبدأ ومعاد گردد چنانكه از علم كلام ظاهر مىشود .
6366
غاية المرء حسن عقله .
غايت مرد نيكوئى عقل اوست ، يعنى نهايت فضل وكمال أو نيكوئى عقل اوست وبالاتر از آن فضلى از براي أو نباشد چه آن سبب همهء فضايل وكمالات وسعادات تواند شد .
6367
غاية الانصاف ان ينصف المرء نفسه .
غايت انصاف اينست كه انصاف ورزد مرد با نفس خود يعنى رعايت انصاف كند در بارهء خود ورعايت خود زيادة بر ديگرى نكند ، چه ظاهرست كه هر كه چنين باشد بطريق أولى حيف وجورى از براي ديگرى نيز نكند ، پس در هر باب بانصاف سلوك كند .
6368
غاية العدل ان يعدل المرء في نفسه .
هامش
( 1 ) حديث معروف : « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » صريح در اين مدعاست ليكن سندى براي آن تاكنون بنظر نرسيده است ودر كتب معتبره ديده نمىشود وشيخ حر عاملي ( ره ) در الفوائد الرضيه وسيد عبد اللّه شبّر ( ره ) در مصابيح الأنوار في حلّ مشكلات الاخبار نسبت بمعنى آن بر فرض صحت صدور از مصوم بيانات سودمندى دارند هر كه طالب باشد مراجعه كند .