أو راه مىنمايد ترا ورستگار مىگرداند ترا .
6143
عليك بالورع ، وايّاك وغرور الطّمع ، فانّه وخيم المرتع .
لازم باش پرهيزگارى را ، وبپرهيز از فريب طمع ، پس بدرستى كه آن وخيم مرتع است . « مرتع » بمعنى چراگاه است و « وخيم » زمينى را گويند كه علفى نداشته باشد كه سودى دهد ومراد اينست كه طمع آدمي را بچراگاه چنين مىفرستد وبجائى نمىفرستد كه نفعي در آن باشد وتعبير بلفظ « چراگاه » اشاره است باين كه صاحب طمع را از آدميان نبايد شمرد بلكه از حيوانات چرنده بايد دانست .
6144
عليك بلزوم الصّبر ، فبه يأخذ الحازم ، واليه يؤل الجازع .
فراگير لازم بودن صبر را ، پس بآن فرا مىگيرد دور انديش ، وبسوى آن بر مىگردد جزع كننده ، اين همان مضمون فقرهء « عليك بالصّبر فبه يأخذ العاقل » است كه چند فقره قبل از اين نقل شد وعبارت تغيير يافته .
6145
عليك بالقصد فانّه اعون شيء على حسن العيش ولن يهلك امرؤ حتّى يؤثر شهوته على دينه .
لازم باش ميانه روى را ، پس بدرستى كه آن يارى كنندهتر چيزيست بر نيكوئى زندگانى ، وهلاك نمىشود هرگز مردى تا اين كه اختيار كند خواهش خود را بر دين خود .
« بودن ميانه روى يارى كنندهتر چيزى بر نيكوئى زندگانى » ظاهرست ومحتاج ببيان نيست ، و « هلاك نمىشود » يعنى هلاكت معنوي از براي كسى نمىباشد مگر باين كه أو اختيار كند خواهش خود را بر دين خود ، واز براي خواهش خود كارى كند كه ضرر بدين أو رساند .
6146
عليك بلزوم اليقين وتجنّب الشّكّ فليس للمرء شيء أهلك لدينه من غلبة الشّكّ على يقينه .