لازم باش تقيه را پس بدرستى كه آن خصلت أفاضل است مراد به « تقيه » اينست كه كسى هر گاه ترسد از كسى بنحوى سلوك كند با أو كه سبب ايذا واضرار أو نگردد مثل اين كه وضو ونماز را در برابر مخالفان بطور ايشان بكند تا اذيّتى باو نرسانند ، و « أفاضل » يعنى مردم افزون مرتبه يعنى علما كه عارفند بأحكام شرعيه ومىدانند وجوب تقيه را .
6138
عليك بالصّبر ، فبه يأخذ العاقل واليه يرجع الجاهل .
لازم باش صبر را پس بآن فرا مىگيرد عاقل ، وبسوى آن بر مىگردد جاهل ، يعنى عاقل در مصيبتها در ابتدأ فرا مىگيرد صبر را ، وصبر ميكند بر آنها ، وجاهل بعد از اين كه مدّتى بىصبرى كند وجزع واضطراب نمايد آخر صبر كند وچارهء نيابد غير آن ، وبر آن بىصبرى أو ثمرهء مترتّب نگردد ، پس هر گاه چنين باشد بايد كه لازم بود صبر را واز آن جدا نشد وتعب وزحمت بىصبرى را بعبث بر خود نگذاشت .
6139
عليك بالصّدق ، فمن صدق في أقواله جلّ قدره .
لازم باش راستگوئى را ، پس كسى كه راست گويد در گفتارهاى خود بلند گردد قدر أو .
6140
عليك بالرّفق ، فمن رفق في افعاله تمّ امره .
لازم باش نرمى را پس كسى كه نرمى كند در كارهاى خود انجام يابد كار أو .
6141
عليك بمواخاة من حذّرك ونهاك فانّه ينجدك ويرشدك .
لازم باش برادرى كسى را كه بترساند ترا وباز دارد ترا ، پس بدرستى كه أو بلند گرداند ترا وراه راست نمايد ترا ، ومراد ترسانيدن از بديها وبازداشتن از آنهاست .
6142
عليك بطاعة من يأمرك بالدّين فانّه يهديك وينجيك .
لازم باش فرمانبردارى كسى را كه امر ميكند ترا بديندارى ، پس بدرستى كه