السّوء ويوجبان الجلالة .
لازم باش خصلتهاى گرامى را ، واحسان كردن بمردان را ، پس بدرستى كه اينها نگاه مىدارند از جايگاههاى افتادن در بدى يا از افتادن در بدى ، وواجب مىسازند بزرگى را ، يعنى سبب بزرگى ميشوند .
6122
عليك بالعفاف فانّه أفضل شيم الاشراف .
لازم باش پرهيزگارى را پس بدرستى كه آن افزونترين خصلتهاى مردم بلند مرتبه است .
6123
عليك بترك التبذير والاسراف والتّخّلق بالعدل والانصاف .
لازم باش ترك تبذير واسراف را ، وخصلت كردن عدل وانصاف را . « تبذير » و « اسراف » هر دو بيك معنى است ، وهمچنين « عدل » و « انصاف » چنانكه مكرّر مذكور شد .
6124
عليك بطاعة اللّه سبحانه فانّ طاعة اللّه فاضلة على كلّ شيء .
لازم باش فرمانبردارى خدا را پس بدرستى كه فرمانبردارى خدا افزون است بر هر چيزى .
6125
عليك بالاعتصام باللّه في كلّ أمورك فانّها « 1 » عصمة من كلّ شيء .
لازم باش چنگ در زدن بخدا را در همهء كارهاى خود پس بدرستى كه اين نگاهدارييست از هر چيزى يعنى از هر آفتى وشرّى .
6126
عليك بلزوم الصّمت فانّه يلزمك السّلامة ، ويؤمنك النّدامة .
فراگير جدا نشدن از خاموشى را ، پس بدرستى كه اين لازم تو مىسازد سلامتى را ،
هامش
( 1 ) در همهء نسخ متن وشرح از خطّى وچاپى بلفظ « انّها » يعنى ضمير مؤنث ياد شده است .