ستم كند احسان را كسى كه بگذرد آنرا در غير أهل آن ، يعنى بكند آنرا بكسى كه أهليت آن نداشته باشد باعتبار بديى كه داشته باشد مثل اين كه ستمكار باشد يا كفران نعمت كند .
6064
ظلم نفسه من رضى بدار الفناء عوضا عن دار البقاء .
ستم كند نفس خود را كسى كه راضى شود بسراى فنا كه دنياست بعوض سراى بقا كه آخرت است ، يعنى كسى كه از سر آخرت بگذرد از براي دنيا ، ودنيا را عوض آخرت بگيرد .
6065
ظفر بجنّة المأوى من اعرض عن شهوات الدّنيا .
فيروزى يابد بجنة المأوى كسى كه رو بگرداند از خواهشهاى دنيا ، ودر بعضي نسخهها « زخارف » بجاى « شهوات » واقع شده وبنا بر اين ترجمه اينست كه : رو بگرداند از آرايشهاى دنيا « 1 » ، و « جنة المأوى » مكرّر مذكور شد كه بهشت است يا بهشت خاصي .
6066
ظلّ الكرام رغد هنيىء .
سايهء كريمان واسع نيكوى گواراست .
6067
ظلّ اللّئام نكد وبىء .
سايهء لئيمان تيرهء وبادار است . مراد به « كريمان » مردم گرامى بلند مرتبه است يا صاحبان سخاوت وجود . وبه « لئيمان » مقابل آن به هر يك از دو معنى ، ومراد به « سايهء ايشان » لطف واحسان ايشانست « وبا » چنانكه قبل أزين مذكور شد بيماريى را گويند كه عامّ باشد ومراد در اينجا مطلق علت ومفسدهء معنويست ،
هامش
( 1 ) بنا بر اين نسخه نظير آن روايت است كه اندكى پيش نقل شد باين عبارت :
« ظفر بفرحة البشرى من اعرض عن زخارف الدّنيا .