تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

6051

ظلم المروءة من منّ بصنيعه . ستم كند مروّت را كسى كه منت گذارد بر احسان خود . مراد به « ستم كردن بر مروّت » اينست كه مروّت أو يعنى مردى يا آدميت أو بسبب آن منت گذاشتن فاسد وباطل گردد ، پس گويا ستم كرده بر آن .

6052

ظفر بفرحة البشرى من اعرض عن زخارف الدّنيا . فيروزى يابد بشادمانى مژده هر كه رو بگرداند از زينتهاى دنيا ، يعنى مژدهء داخل شدن بهشت ودريافتن نعمتهاى آنرا .

6053

ظفر بجنّة المأوى من غلب الهوى . فيروزى يابد بجنة المأوى كسى كه غلبه كند بر خواهش ، يعنى فرمان آن نبرد وآنرا در فرمان خود دارد ، ومراد به « جنّة المأوى » بهشت است كه مأوى وجايگاه مؤمنان است يا نام بهشت خاصّى است چنانكه مكرّر مذكور شد .

6054

ظلم الضّعيف أفحش الظّلم . ستم ضعيف يعنى بر ضعيف قبيح‌ترين ستم است .

6055

ظلم المستسلم أعظم الجرم . ستم كردن مستسلم يعنى بر كسى كه مطيع ومنقاد باشد بزرگترين گناه است ، يعنى ستم اگر چه همهء أفراد آن بد است ، ستم كردن بر كسى كه مطيع وفرمانبردار باشد مثل ظلم حاكم بر رعاياى خود كه فرمانبردار أو باشند قبيح ترست ، وگناه آن بيشترست از ساير افراد ستم ، مثل ستم بر كسى كه سركش باشد ودر فرمان نباشد .

6056

ظلم الاحسان قبح الامتنان . ستم احسان زشتى منت گذاشتن است ، يعنى ستم بر احسان اينست كه احسان -