6051
ظلم المروءة من منّ بصنيعه .
ستم كند مروّت را كسى كه منت گذارد بر احسان خود . مراد به « ستم كردن بر مروّت » اينست كه مروّت أو يعنى مردى يا آدميت أو بسبب آن منت گذاشتن فاسد وباطل گردد ، پس گويا ستم كرده بر آن .
6052
ظفر بفرحة البشرى من اعرض عن زخارف الدّنيا .
فيروزى يابد بشادمانى مژده هر كه رو بگرداند از زينتهاى دنيا ، يعنى مژدهء داخل شدن بهشت ودريافتن نعمتهاى آنرا .
6053
ظفر بجنّة المأوى من غلب الهوى .
فيروزى يابد بجنة المأوى كسى كه غلبه كند بر خواهش ، يعنى فرمان آن نبرد وآنرا در فرمان خود دارد ، ومراد به « جنّة المأوى » بهشت است كه مأوى وجايگاه مؤمنان است يا نام بهشت خاصّى است چنانكه مكرّر مذكور شد .
6054
ظلم الضّعيف أفحش الظّلم .
ستم ضعيف يعنى بر ضعيف قبيحترين ستم است .
6055
ظلم المستسلم أعظم الجرم .
ستم كردن مستسلم يعنى بر كسى كه مطيع ومنقاد باشد بزرگترين گناه است ، يعنى ستم اگر چه همهء أفراد آن بد است ، ستم كردن بر كسى كه مطيع وفرمانبردار باشد مثل ظلم حاكم بر رعاياى خود كه فرمانبردار أو باشند قبيح ترست ، وگناه آن بيشترست از ساير افراد ستم ، مثل ستم بر كسى كه سركش باشد ودر فرمان نباشد .
6056
ظلم الاحسان قبح الامتنان .
ستم احسان زشتى منت گذاشتن است ، يعنى ستم بر احسان اينست كه احسان -