بتحقيق نزديكترست از جزم ديگران .
6075
ظالم النّاس يوم القيامة منكوب بظلمه معذّب محروب .
ستم كنندهء مردم در روز قيامت منكوب باشد بسبب ستم خود ومعذّب باشد ومحروب ، « منكوب » كسى را گويند كه رسيده باشد باو نكبتى يعنى مصيبتى ، و « معذّب » يعنى عذاب كرده شده ، و « محروب » كسى را گويند كه ربوده شده باشد از أو مال أو .
ومراد به « محروب بودن ستمكار در روز قيامت » اينست كه أعمال خيرى اگر داشته باشد ربوده مىشود از أو وداده مىشود بآنان كه ظلم كرده بر ايشان ، يا فيض ورحمت حق تعالى از أو ربوده مىشود يعنى باو نمىرسد وتهيدست مىماند مانند كسى كه أموال أو را ربوده باشند .
6076
ظلم المرء يوبقه ويصرعه . « 1 »
ستم كردن مرد هلاك ميكند أو را ومىاندازد أو را بر زمين يعنى مىاندازد أو را از مرتبهء كه داشته باشد وپست مرتبه ميكند .
6077
ظلم الاحسان وضعه في غير موضعه .
ستم بر احسان گذاشتن آنست در غير جاى آن ، يعنى كردن آن نسبت بكسى كه أهليت آن نداشته باشد .
6078
ظلامة « 2 » المظلومين يمهلها اللّه سبحانه ولا يهملها .
حقّ مظلومان كه بظلم برده شده باشد مهلت مىدهد آنرا خداى سبحانه ، ووا نمىگذارد آنرا ، يعنى گاه هست كه بسبب مصلحتى تأخير ميكند در گرفتن آن
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « صرعه ( كمنع ) صرعا وصرعا ومصرعا طرحه على الأرض ، يقال : صرعهم ريب المنون ، والشعر والباب جعله ذا مصراعين » .
( 2 ) در أقرب الموارد گفته : « الظلّامة ( بالضمّ ) ما تظلمه الرّجل كالظليمة ، يقال :
عند فلان ظلامتي » ودر منتهى الإرب گفته : « ظلامة كثمامه داد ودادخواهى » .