نه از زيادتى بر آن ، يا برابرداشتن كسى با خود در مال خود ، وبنا بر اوّل « بودن كسى كه كافى باشد أو را بهتر از آن » ظاهرست ، وبنا بر دويم وسيم باعتبار اينست كه كسى كه كافى باشد هر چند از فضل مال خود دهد وأو را با خود برابر نداند نفع أو باو بيشتر مىرسد پس أو بهتر برادريست از براي أو ، هر چند آنكه از قدر كفاف دهد ، يا أو را با خود برابر داند أفضل وافزونتر باشد بحسب مرتبه . و « معاف دارد ترا » يعنى با وجود احتياج بتو از تو مدد واعانتى نخواهد وترا از آن برى دارد .
4989
خير من صاحبت ذوو العلم والحلم .
بهترين كسى كه مصاحبت كنى با أو صاحبان علم وحلم اند .
4990
خير من شاورت ذووا النّهى والعلم ، وأولو التّجارب والحزم .
بهترين كسى كه مشورت كنى صاحبان عقل وعلم اند ، وخداوندان تجربه ها ودور انديشى .
4991
خير الأمور ما أسفر عن الحقّ .
بهترين چيزها آنستكه بگشايد از حقّ يعنى ظاهر شود از آن امر حقي كه پنهان باشد .
4992
خير الاعمال ما زانه الرّفق .
بهترين كارها اينست كه زينت دهد آنرا رفق ، يعنى صاحب آن با مردم بمهربانى ولطف سلوك كند ، واين معنى زينت عملهاى خير أو باشد .
4993
خير الأموال ما أعان على المكارم .
بهترين مالها آنست كه يارى كند بر مكرمتها يعنى افعال خير .
4994
خير الاعمال ما قضى اللّوازم .