جوجه كرده در سينههاى ايشان ، ودر سينه هر يك از ايشان جوجه گذاشته . و « آن بجنبش آمده وراه افتاده در كنارهاى ايشان » يعنى هر جوجه از آنها بزرگ شده وراه افتاده در كنار صاحب خود وبا أو ميباشد ، « پس نگاه كرده بچشمهاى ايشان » يعنى نگاهها كه ايشان كنند نگاهكننده در هر يك شيطان اوست كه بچشم أو نگاه ميكند ، وهرچه گويند گوينده در هر يك شيطان اوست كه بزبان أو مىگويد ، و « سوار كرده ايشان را بر لغزش » يعنى شيطان هر يك مىدارد أو را بر لغزشها .
و « آرايش داده » اين بر نسق فعلهاى سابق نيست ، زيرا كه فاعل آنها شيطان كوچك بود وفاعل اين « گفتار فاسد » است « 1 » بلكه اين وصف ديگرست از براي آن جمع بعد از وصفهاى سابق باين كه : گفتار باطل وخبرهاى دروغ آرايش داده از براي ايشان كارهاى كسى را كه شريكست با أو شيطان يعنى شيطان بزرگ در پادشاهى أو . و « گويا شده شيطان بباطل بر زبان أو » يعنى هر باطلى كه أو مىگويد شيطان مىگويد بر زبان أو ، ومراد بآن امام آن جمع است وظاهر اينست كه معاوية عليه اللعنة باشد .
ودور نيست كه « الخطل » سهوى باشد از ناسخ وصحيح « بالخطل » باشد با باء
هامش
( 1 ) اين همان تصريح است كه در صفحه سابق بآن اشاره كرديم واين بيان از عجائب اشتباهات شارح ( ره ) است زيرا فاعل « زيّن » نيز ضميري است كه بشيطان بر مىگردد بهمان طريق كه در افعال سابق هست و « الخطل » مفعول به « زيّن » است وكلمه « فعل » كه بعد از « الخطل » مىآيد مفعول مطلق نوعي است براي عاملي محذوف ، وتقدير اينست « فعلوا ذلك فعل من » وگويا سبب اشتباه شارح ( ره ) وجود كلمه « فعل » بوده بعد از « الخطل » وچون از تقدير عامل نصب براي آن غفلت نموده تصوّر فرموده است كه اين كلمه بايد مفعول به « زيّن » باشد والّا بدون عامل مىماند ، پس ترجمه اين است كه :
« وشيطان آراست براي ايشان خطل را كه گفتار باطل وخبط وخطا باشد مانند كار كسى كه شيطان أو را شريك كار خود كرده باشد » طالب تحقيق بيشتر بشروح نهج البلاغة مراجعه فرمايد .