آن » باعتبار اينست كه همه مردم رفاهيت طلبند ، پس هرگاه ببينند رفاهيت مسلمانان را وانتظام أحوال ايشان را بسبب عدل حكام ، ايشان رغبت كنند در اسلام ، وآسان در آيند در آن ، واين معنى سبب فتح ونصرت اسلام گردد .
4790
جمال الدّين الورع .
زيبائى وحسن ديندارى پرهيزگارى است .
4791
جمال الشّرّ الطّمع .
زيبائى وحسن بدى طمع است ، يعنى طمع باعث كمال وتمامى بدى وبنهايت رسيدن آن مىشود واستعمال « جمال » در آن بر سبيل مجاز است وباعتبار مشاكله با جمال دين در فقره سابق .
4792
جمال السّياسة العدل في الامرة ، والعفو مع القدرة .
زيبائى وحسن سياست يعنى امر ونهىكردن مردم وأدب فرمودن ايشان عدل كردن در حكومت است ، ودر گذشتن با قدرت . يعنى اين است كه با وجود حكومت عدل كند وبا وجود قدرت بر انتقام در گذرد يعنى از تقصير وخلاف آدابى كه نسبت باو بكنند .
4793
جمال الاخوّة احسان العشرة ، والمواساة مع العسرة .
زيبائى وحسن برادرى نيكو كردن آميزش است ، ومواسات كردن با تنگى حال .
« مواسات » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى بخشش است ، يا بخشش كسى چيزى را با وجود حاجت خود بآن ، يا برابر داشتن كسى با خود در أموال خود .
4794
جمال الحكمة الرّفق وحسن المداراة .
زيبائى وحسن حكمت يعنى علم وعمل درست هموارى كردن ونيكوئى مدارا كردنست با مردم .