وحاصل كلام اين است كه : با خدا همسايه شو وباو پناه ببر ، زيرا همسايگى ديگرى وپناه بردن باو بكار تو نمىآيد .
4738
جار الدّنيا محروب وموفورها منكوب .
جار دنيا يعنى پناه آورنده بآن يا كسى كه دنيا أو را پناه داده باشد محروب است ، يعنى ربوده شده از أو مال أو ، يعنى آنچه داشته از استعداد سعادت ونيكبختى .
و « موفور دنيا » يعنى بهره تامّ از آن يا كسى كه بهره أو از آن تامّ باشد منكوب است ، يعنى نكبت ومصيبت زده شده است واين بنا بر معنى دوّم موفور ظاهرست ، وبنا بر معنى اوّل « منكوب بودن آن » كناية از منكوب بودن صاحب آنست .
4739
جود الدّنيا فناء ، وراحتها عناء ، وسلامتها عطب ، ومواهبها سلب .
بخشندگى دنيا نيستى است ، وآسايش آن رنج است ، وسلامتى آن هلاكت است ، وبخششهاى آن ربوده شونده است ، « بخشندگى دنيا نيستى است » يعنى اين است كه أهل خود را فانى ونيست ميكند پس گويا نيستى را بايشان مىبخشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه آنچه را مىبخشد فانيست ونيست شونده . و « آسايش آن رنج است » يعنى آميخته برنج است وبي رنج نمىباشد ، يا عاقبت آن رنج است . و « سلامتى آن هلاكت است » يعنى عاقبت آن هلاكت است .
4740
جانبوا الكذب فانّه مجانب الايمان .
دورى كنيد از دروغ پس بدرستى كه آن دورى كننده است از ايمان ، يعنى نزديك ايمان نمىآيد واين نهايت مذّمت آنست . ومراد اين است كه كسى كه دروغ گويد ايمان ندارد يعنى ايمان أو كامل نيست وبمرتبه ناقص است كه گويا ايمان ندارد .
4741
جانبوا الغدر فانّه مجانب القرآن .
دورى كنيد از بيوفائى ، پس بدرستى كه آن دورى كننده است از قرآن ، زيرا