بخشندگى كنيد در راه خدا ، وجهاد كنيد با نفسهاى خود بر طاعت وفرمانبردارى أو يعنى بر سر آن واز براي داشتن آنها بر آن تا اين كه بزرگ گرداند از براي شما پاداش را ، ونيكو گرداند از براي شما عطا را ، يعنى اگر آن بخشندگى وآن جهاد بكنيد حق تعالى پاداش بزرگ مىدهد شما را وعطاى نيكو ميكند .
4734
جار السّوء أعظم الضرّاء واشدّ البلاء .
همسايه بد بزرگتر سختىاى است وسخت تر بلائيست .
4735
جماع الخير في العمل بما يبقى والاستهانة بما يفنى .
جمع كردن خير در عمل كردن است به آن چه باقي مىماند يعنى طاعات وعبادات وساير اعمال خير ، وخوار شمردن آنچه فانى مىشود يعنى دنيا ومتاع آن .
4736
جوار « 1 » اللّه مبذول لمن اطاعه وتجنّب مخالفته .
جوار خدا عطا كرده شده از براي كسى كه أطاعت كند أو را ، ودورى كند از مخالفتكردن أو . « جوار » بمعنى پناه دادنست ، يا عهد وپيمان ، يا همسايگى ، ومراد به « همسايگى خدا » نيز بودن در پناه أو وحمايت است .
4737
جاور من تأمن شرّه ، ولا يعدوك خيره .
همسايه شو با كسى كه أيمن باشى از بدى أو ، ونگذرد از تو نيكوئى أو ، يعنى وانگذارد ترا نيكوئى أو والبتة برسد بتو . ممكن است كه مراد ظاهر آن باشد وارشاد باين كه كسى را كه ممكن باشد بايد كه با چنين كسى همسايه شود ، وبا همسايه بد يا بىخير همسايه نشود ، وظاهرتر اين است كه مراد امر بهمسايگى خداى عزّ وجلّ است يعنى پناه بردن باو كه آدمي أيمن است از شرّ أو ، ونمىگذرد از أو خير أو ،
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) بر روى جيم « جوار » ضمّه وبزير آن كسره گذاشته وبر روى آن « معا » نوشته است يعنى قرائت آن بهردو وجه درست است ونيز در حاشية گفته : « جوار بضمّ جيم وكسر آن هر دو آمده » در أقرب الموارد گفته : « جاوره مجاورة وجوارا وجاء جوار بالضمّ أقام قرب بيته وساكنه ، والمسجد اعتكف فيه » .