تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

4697

ثوبوا « 1 » من الغفلة ، وتنبّهوا من الرّقدة ، وتأهّبوا للنّقلة ، وتزوّدوا للّرحلة . برگرديد از غفلت وبيخبرى ، وبيدار شويد از خواب ، وآماده شويد از براي نقل كردن ، وتوشه برداريد از براي رفتن . وممكن است كه « رحله » بضمّ ميم خوانده شود بمعنى وجه وجانبي « 2 » كه قصد آن باشد وترجمه اين باشد كه توشه برگيريد از براي جهت وجانبي كه قصد آن داريد .

4698

ثمن الجنّة العمل الصّالح . بهاى بهشت عمل صالح است ، پس هر كه بهشت خواهد بايد كه عمل صالح از براي بهاى آن بكند « 3 » .
هامش
( 1 ) ظاهر امر اقتضا ميكند كه اين فقره بلفظ « ثوبوا » باشد يعنى بثاء مثلثه فوق چنانكه ذكر مصنف ( ره ) آنرا در حرف ثاء مىرساند ليكن در كتب حديث باين لفظ بنظرم نرسيده است اما دور نيست ، طريحى ( ره ) در مجمع البحرين گفته : « ثاب الرجل ثوبا وثوبانا إذا رجع بعد ذهابه ، ومنه : فجعل الناس يثوبون إلى النبي صلّى اللّه عليه وآله اى يرجعون اليه ، وفي حديث امّ سلمة لعائشة : انّ عمود الدين إذا مال لا يثاب بالنساء اى لا يعاد إلى استواء » پس چنانكه ملاحظه معنى كلمه مىرساند « ثاب » بمعنى « رجع » ميباشد پس مىتواند بود كه آمدى رضوان اللّه عليه حديث را بلفظ ثاء مثلثه از مشايخش فرا گرفته ودر حرف ثاء نيز ضبط كرده باشد مطابق روايتش . ومحتمل است كه أصل لفظ حديث بلفظ « توبوا » وارد شده باشد از كلمه توبه بتاء دو نقطه فوقانى ، وآمدى ( ره ) آنرا اشتباها در اينجا يعنى در حرف ثاء نقل كرده باشد ، در هر صورت تعجب از شارح ( ره ) است كه هيچگونه اشاره وبيانى نسبت باين امر نياورده است ، طالب بسط بيشتر خودش بتحقيق آن بپردازد . ( 2 ) در منتهى الإرب گفته : « رحلة بالضمّ كوچ شتران يا عامّ است ويكسر ، يا بكسر كوچ است وبضمّ جانب كوچ ومقصد ، ومنه انّهم رحلتي اى الذين أرتحل إليهم » . ( 3 ) نظير اين بيان است اين گفتار سعدى :« قيامت كه بازار مينو نهند * منازل بأعمال نيكو دهند ».