بشود ، يا احسانى كه باو بشود ، وظاهرست كه در آنها جزاى آنها افزونترست از آنها ، وممكن است كه مراد اين باشد كه جزائي كه حق تعالى مىدهد از براي عمل تو افزونترست از عمل تو ، يعنى از مزد واقعي آن ، واز مزدى كه استحقاق آن حاصل مىشود بسبب آن عمل ، زيرا كه حق تعالى جزاى عمل خير را ده برابر مىدهد چنانكه در قرآن مجيد فرموده : من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها ، هر كه بياورد حسنه را پس از براي اوست ده برابر آن .
4689
ثيابك على غيرك أبقى لك منها عليك .
جامه هاى تو بر غير تو پايندهترست از براي تو از آنها بر تو ، يعنى جامههائى كه بمردم عطا كنى آنها پايندهترست از براي تو از آنها هرگاه خود در بركني آنها را ، زيرا كه هرگاه بپوشى آنها را در اندك وقتي كهنه شود وفانى گردد ، وهرگاه ببخشى بغير خود ، ثواب آنها پاينده ودائمي باشد از براي تو .
4690
ثواب العمل على قدر المشقّة فيه .
پاداش عمل بر اندازه مشقت است در آن . پس هر چند مشقت آن بيشتر باشد ثواب آن زيادة باشد . وقبل از اين مذكور شد كه اين در حاليست كه هر دو عمل از يك جنس باشد مثل روزه در تابستان كه ثواب آن زيادة است از روزه در زمستان ، وامّا اگر از دو جنس باشند ممكن است كه ثواب آنكه مشقت آن كمتر باشد باعتبار خصوص آن عمل زيادة باشد از ثواب عمل ديگر كه مشقت آن بيشتر باشد مثل نماز وحجّ كه ثواب نماز زيادة است هر چند مشقت حجّ بيشتر باشد .
4691
ثواب الصّبر يذهب مضض المصيبة .
ثواب صبر مىبرد درد مصيبت را . يعنى وقتي كه آدمي بآن ثواب رسيد آن درد ازو مىرود وراضى مىشود از آن مصيبت كه سبب چنان ثوابي شده ، وممكن است