تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
واز عقب ايشان بايشان برسيد پس بدرستى كه انتظار كشيده مىشود در حشر ونشر به « اوّل شما » يعنى گذشتگان شما « آخر شما » يعنى انتظار آخرين شما ورسيدن ايشان كشيده مىشود در حشر ونشر اولين تا اين كه همه يك بار حشر ونشر شوند مانند پادشاهى كه خواهد كه بعد از عرض همه لشكر أو بر أو هر يك را بمرتبه كه مستحقّ آن باشند برساند پس انتظار مىكشد در باره جمعى كه اوّل عرض ميشوند باين كه همه عرض شوند وتا آخر آن نيز عرض نشوند در باره اوّلان نيز حكمي نمىكند اين است آنچه شارحان كتاب مستطاب نهج البلاغة در شرح اين كلام معجز نظام گفته اند وپوشيده نيست كه ربط اين كلام بسابق وتعليل آن باين خالى از خفائى نست وايشان متعرّض آن نشده اند وممكن است كه وجه تعليل اين باشد كه آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه داند كه قيام قيامت وحشر ونشر موقوف باشد باين كه نيكوكاران بعددى خاص برسند وهرگاه بآن عدد برسند قيامت قائم شود پس مراد تحريص مردم باشد بر اين كه سبكبار شويد تا عدد نيكو كاران زود بآن عدد برسد وهمه محشور گشته روانه بهشت شوند وبراحت وآسايش در آنجا بسر بريد ، وممكن است كه وجه آن اين باشد كه در فرستادن اوّلان ببهشت بعد از فراغ ايشان از حساب انتظار كشيده شود فارغ آخر آن نيز از حساب تا همه يك بار مرخص شوند كه روانه بهشت شوند وهر چند كسى سبكبار باشد حساب أو زودتر شود وزودتر ملحق گردد بجمعى كه فارغ شده اند از حساب وانتظار بايشان ندهد بخلاف كسى كه گرانبار باشد كه أو ديرتر فارغ شود وايشان را انتظار دهد . وپوشيده نيست كه ثمره عمده سبكبارى وصول وخلاص از عقاب است وآن كافى است از براي ترغيب بآن پس متعرّض آن نشدن وتعليل فرمودن بيكى از اين دو فايده با وجود اين كه هيچيك از آنها در مرتبه آن نيست مىتواند از راه اين باشد كه آن ثمره ظاهري است وحاجت ببيان ندارد پس آن را حواله بظهور نموده وجهي ديگر از براي ترغيب بآن فرموده‌اند كه ظهورى نداشت