تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
دوستى كن بسوى خداى سبحانه برغبت كردن در آنچه نزد اوست . يعنى باين كه أطاعت وفرمانبردارى أو كنى بسبب رغبت در اجر وثوابي كه نزد خداست از براي آن ، وغرض اينست كه دوستى كردن با خداى سبحانه بچيزى حاصل مىشود كه فايده وثمره آن باز بتو عايد مىگردد .

4504

توكّل على اللّه سبحانه فانّه قد تكفّل بكفاية المتوكّلين عليه . توكل كن بر خداى سبحانه ، پس بدرستى كه أو بر خود گرفته كارگزارى توكل كنندگان بر أو را يعنى آنجا كه فرموده : ومن يتوكّل على اللّه فهو حسبه ، وهر كه توكل كند بر خدا پس أو كافى وبسند « 1 » است أو را . وتوكل بر خدا اينست كه اين كس خود را عاجز داند ودر هر باب اعتماد بر أو داشته باشد ، واين منافاة ندارد با سعىكردن در حاجات هرگاه آن از راه امر يا رخصت أو باشد وبا وجود آن آنرا مستقلّ در برآوردن آنها نداند بلكه اعتماد تمام أو در آنها بر يارى ومدد حق تعالى باشد .

4505

تقرّب إلى اللّه سبحانه فانّه يزلف المتقرّبين اليه . نزديكى بجوى بسوى خداى سبحانه ، پس بدرستى كه أو نزديك مىگرداند نزديكى جويندگان بسوى أو را . مراد نزديكى جستن معنوي است بسبب أطاعت وانقياد .

4506

تجبّب إلى النّاس بالزّهد فيما أيديهم تفز بالمحبّة منهم . دوستى كن بسوى مردم به بىرغبت بودن در آنچه در دستهاى ايشانست يعنى طمع نكردن در آن تا فيروزى يأبى بدوستى از جانب ايشان . يعنى تا بسبب اين ايشان با تو دوست گردند ، چنانكه عادت مردم است كه كسى كه طمع از ايشان نكند با أو دوست گردند .
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « بسند بر وزن سمند سزاوار وكافى وكفاف وكفايت را گويند » .