حذر كنيد از گناهان ومنع كنيد نفسهاى خود را از آنها ، پس بدرستى كه بدبخت كسى است كه سر دهد در آنها عنان خود را ، يعنى عنان نفس خود را ، واين بر سبيل استعاره است كه تشبيه شده نفس باسبى كه أو را لجام كنند وتوان عنان آن را نگاهداشت ونگذاشت كه نافرمانى كند ، وتوان سرداد كه هر جا كه خواهد برود .
4500
تكلّموا تعرفوا فانّ المرء مجنوء تحت لسانه .
سخن گوئيد تا شناخته شويد ، پس بدرستى كه آدمي يا مرد پنهان گردانيده شده است در زير زبان أو . مراد اين است كه كسى را علم ودانشى يا هنرى ديگر باشد وخواهد از براي مصلحتى كه مردم أو را بشناسند بايد كه سخن گويد ، زيرا كه هر مردى در زير زبان خود پنهان است وچون سخن گويد قدر ومرتبه أو از هنر وبي هنرى ظاهر گردد « 1 » .
4501
توخّ رضا اللّه وتوقّ سخطه وزعزع قلبك بخوفه .
طلب كن رضاى خدا را ، وحذر كن از خشم أو ، وبلرزان دل خود را بسبب ترس أو .
4502
تحرّ رضا اللّه برضاك بقدره .
طلب كن خشنودى خدا را بخشنودبودن تو بتقدير أو . يعنى هرگاه خود را راضى وخشنود سازى به آن چه خدا تقدير كرده خدا از تو راضى وخشنود گردد ، پس طلب كن اين را بآن .
4503
تحبّب إلى اللّه سبحانه بالرّغبة فيما لديه .
هامش
( 1 ) سعدى بيت زيرين را از روى اين كلام شريف ساخته است :« تا مرد سخن نگفته باشد * عيب وهنرش نهفته باشد »