تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
به آنها بنا بر مذهب متكلمين بر سبيل حقيقت مىتواند بود وبنا بر مذهب حكما باز بر سبيل مجاز است ، زيرا كه علم صفت أصل نفس است نه قوّتهاى آن بلكه قوّتها آلات علوم وادراكاتند وبآن اعتبار نسبت ادراكات وعلوم به آنها بر سبيل مجاز مىتواند بود ، وممكن است كه اضافه ضمائر بقلوب از قبيل اضافه صفت بموصوف باشد ومعنى اين باشد كه دلهائى كه ضمائرند باعتبار اين كه محلّ ضمائرند بمعنى مذكور ، وبنا بر اين نسبت اطلاع به آنها بر سبيل حقيقت باشد ، ومراد بدلها بنا بر مذهب حكما نفوس مجرّده باشد وبنا بر مذهب متكلمين عضوهاى مخصوصة .

4487

تجرّع غصص الحلم يطفئ نار الغضب . جرعه در كشيدن غصه‌هاى حلم خاموش مىگرداند آتش خشم را « جرعه » اندك آبى را گويند كه يك بار توان در كشيد ومراد اين است كه صاحب حلم وبردبارى كه غصه ها رو مىدهد أو را بسبب بدسلوكيهاى مردم يا غير آن وأو باعتبار حلمى كه دارد آن غصه ها را فرو مىبرد ويك بار در مىكشد مانند كسى كه جرعه آبى يا شرابى را يك بار در كشد آن جرعه در كشيدنهاى أو خاموش ميكند وفرو مىنشاند آتش خشم را يعنى آتش غضب وخشم إلهي را . يعنى اگر حق تعالى خشمناك شود بر أو بسبب گناهى ، فرو بردنهاى آن غصه ها خاموش ميكند وفرو مى نشاند آتش خشم را ، وبجزاى آنها عفو ميكند حق تعالى گناه أو را .

4488

تحرّى الصّدق وتجنّب الكذب أجمل شيمة وأفضل أدب . برگزيدن راستى ودورى كردن از دروغ زيباتر خصلتى است وافزونتر أدبي .

4489

تأمّل العيب عيب . تأمل كردن در عيب عيب است يعنى فكر كردن در عيب ديگران وجستن آن واز پى آن رفتن عيب است امّا تأمّل‌كردن در عيب خود وجستن آن از براي