4471
تأخير العمل عنوان الكسل .
پس انداختن عمل يعنى عمل خير عنوان كسالت وكاهلي است يعنى سر سخن آن است يا دليل آن است .
4472
تصفية العمل اشدّ من العمل .
صاف گردانيدن عمل سخت ترست از عمل . مراد بصاف كردن عمل خالص گردانيدن آن است از براي رضاى حق تعالى وآميخته نساختن آن بغرضى ديگر كه منافى آن باشد از ريا ومانند آن وظاهر است كه اين معنى دشوارتر است از أصل عمل .
4473
تاج الملك عدله .
أفسر پادشاه عدالت اوست ، يعنى افسرى كه باعث سربلندى پادشاه مىشود عدالت است نه افسرى ظاهري .
4474
تزكية الرّجل عقله .
پاكيزگى مرد عقل اوست يعنى پاكيزگى مرد آن است كه عاقل وخردمند باشد وخود را از معاصي وصفات نقص وپستى پاكيزه دارد نه اين كه لباس ووضع خود را پاكيزه دارد .
4475
تواضع المرء يرفعه .
فروتنى كردن آدمي يا مرد بلند مىگرداند أو را يعنى فروتنى كردن در درگاه حق تعالى وبا خلق نيز .
4476
تكبّر المرء يضعه .
تكبر كردن آدمي يا مرد پست مىگرداند أو را يعنى تكبر كردن بدرگاه حق تعالى وهمچنين با خلق كه صنايع اويند .