تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
وممكن است كه مراد اين باشد كه بما ابتدأ كرده خدا در اظهار اين دين كه شريفترين دينهاست و « بما ختم ميكند آن را » يعنى هميشه از ما حافظي از براي آن هست تا وقتي كه ختم شود ودنيا تمام گردد ، يا اين كه چنانكه ابتداى ظهور اين دين از ما شد ببركت بعثت حضرت خاتم النبيين صلّى اللّه عليه وآله همچنين بما ختم وتمام خواهد شد بظهور حضرت قائم وسعى أو صلوات اللّه وسلامه عليه . « وبسبب ما محو ميكند خدا آنچه را كه خواهد واثبات ميكند آنچه را كه خواهد » يعنى آنچه را خدا محو ميكند در لوح مشيت كه همان لوح محفوظ باشد يا لوحى ديگر وآنچه را اثبات ميكند در آن بجاى آنچه محو شود از بلاهائى كه دفع مىشود وبآن اعتبار محو مىگردد وقوع آنها از آن لوح ، ورحمتهائى كه نازل مىگردد وثبت مىشود نزول آنها در آن لوح آنها همه ببركت ماست وبسبب توسل بماست يعنى دعاها وتصدّقات وأمثال آنها كه سبب محو واثبات آنها مىگردند سبب آنها نمىشوند مگر ببركت ما وبسبب توسل بما ، ونفوس قدسية ما را در همه آنها دخلى باشد . وبنا يدفع اللّه الزّمان الكلب . وبوسيلة ما دفع ميكند خدا روزگار گزنده را . يعنى روزگارى را كه أهل آن چون سگ گزنده يكديگر را بگزند گزيدنى كه هلاك كند ومراد اين است كه در آخر الزمان كه چنين روزگارى شود آن روزگار بوسيلة ما يعنى بظهور حضرت قائم ما صلوات اللّه وسلامه عليه دفع گردد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه اگر بركت وجود يكى از مادر هر عصري از اعصار شما نمىبود روزگار در هر عصري كه آن نمىبود چنين مىشد ، پس ببركت ما آن روزگار دفع شده . وبنا ينزل اللّه الغيث . وببركت ما نازل ميكند خدا باران را .