بذل جهد خود در تأمل در آن وتفكر در مصالح ومفاسد آن بكند تا أو را تدبير ورأى درستى حاصل شود ، واگر عقل وشعور أو كامل نباشد مشورت كند با كسى كه عقل وشعور أو كامل باشد وأو بر وجهي كه بايد تدبر وتفكر در آن كار نمايد ودر بعضي نسخه ها بجاى « بإصابة » : « باصالة » ذكر شده است وبنا بر اين معنى كلام اين مىشود كه : باصالت رأى يعنى محكمبودن آن قوى مىشود دور انديشى ، يعنى هرگاه رأى كسى در كارها كه خواهد بكند قوى ومحكم باشد دور انديشى ورعايت صلاح انجام وعاقبت أو قوى باشد واگر رأى أو سست باشد دور انديشى بر وجهي كه بايد نتواند كرد زيرا كه با رأى وعزم سست اهتمام نكند در كردن آنچه بايد كه بكند واهمال كند در آنها وبسبب آن فوت شود از أو بسيارى از آنچه صلاح عاقبت أو در آن باشد ، وممكن است كه مراد باصالت رأى اين باشد كه آدمي أصيل باشد در آن وتابع ديگرى نبايد بود وظاهر است كه چنين كسى دورانديشى أو قوىتر باشد از كسى كه بايد كه تابع ديگرى باشد وبنا بر اين غرض منع از اين است كه كسى خود را تابع ديگرى كند ومستقل نباشد در آنچه خواهد .
4291
بترك ما لا يعنيك يتمّ لك العقل .
بترك كردن آنچه بكار نيايد ترا تمام مىشود از براي تو عقل ، مراد اين است كه مشغول ساختن خود به آن چه كار اين كس نيايد باعث شغل زياد وتشويش وپراكندگى خاطر وعقل مىشود وسبب اين مىگردد كه در هيچ مطلبي مجتمع نتواند شد وبر وجهي كه بايد فكر نتواند كرد وعقل أو كامل نگردد بخلاف كسى كه خود را مشغول آنها نسازد كه أو خاطر خود را در مطالب ضرورية جمع تواند كرد وهرگاه عقل وفكر با جمعيت خاطر باشد وبا تشويش وپراكندگى نباشد ظاهر است كه كامل وتمام گردد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه ترك مذكور نشان ودليل تمامى عقل تو مىشود .