4265
بعدل المنطق تجب الجلالة .
بعدل گفتار ثابت مىشود بزرگى ، عدل در چيزى اين است كه ميانه روى شود در آن نه افراط شود ونه تفريط ، ومراد اين است كه ميانه روى در گفتار كه نه بسيار گفته شود كه مردم أو را پرگو گويند ونه كم كه مردم أو را نادان وعاجز شمارند سبب اين مىشود كه اين كس در نظر مردم بزرگ گردد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه عدل كردن در گفتار يعنى اين كه آنچه آدمي گويد موافق عدل باشد وچيزى نگويد كه در آن حيف وجورى باشد مثل هرزه ودشنام وغير آن سبب بزرگى مىگردد در نظرها يا در واقع نيز .
4266
بالعدول عن الحقّ تكون الضّلالة .
بميل كردن از حق ميباشد گمراهى ، مراد اين است كه ميانه حقّ وباطل واسطه نيست هر كه يكسر مو از راه راست بگردد گمراه واز أهل ضلالت باشد پس ميل از حق ومسامحه در آن بهيچ وجه نبايد كرد .
4267
بالسّيرة العادلة يقهر المناوي .
بسلوك كردن طريقه كه موافق عدل باشد مقهور ومغلوب مىگردد دشمن يعنى بسبب اين حق تعالى چنين ميكند كه دشمن أو مقهور ومغلوب گردد ، وممكن است كه مراد به « مقهورشدن دشمن » اين باشد كه أو را كه عاجز مىسازد از اين كه حجتي بر أو بگيرد وتقصيري بر أو لازم سازد .
4268
باكتساب الفضائل يكبت المعادى .
بكسب كردن فضيلتها افتاده مىشود يا خوار كرده مىشود دشمن ، مراد بفضيلتها أموري چند است كه باعث مزيّت وزيادتى صاحب آن باشد بر كسى كه عارى باشد از آن ، ومراد اين است كه أصل كسب كردن فضيلتها غلبه است بر دشمنى