تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
ومراد به « دايم بودن شكّ » استقرار آن باشد ومراد اين باشد كه اگر شكى در آنها حاصل شود از قبيل وسوسه نفس بايد سعى كرد در ازاله آن بتكرّر فكر يا غير آن كه اگر شكّ در آنها قرار گيرد ومجرّد وسوسه نفس نباشد حادث شود شرك ، يا اين كه در خصوص معارف إلهية هر چند مسئله باشد كه شكّ در آن شرك نباشد بايد كه شكّ را از خود زايل كرد كه اگر دايم بماند آن بتدريج منجرّ مىشود بشرك وشكّ در بعضي أمور كه شكّ در آنها شرك باشد .

4273

بالحكمة يكشف غطاء العلم . بحكمت برداشته مىشود پرده علم ، ظاهر اين است كه مراد به « حكمت » در اينجا دانستن مسائل است از روى دليل ومراد اين است كه هر چه را آدمي از روى دليل دانسته باشد پرده آن از براي أو برداشته شده وبحقيقت آن رسيده ، واگر بعنوان تقليد بداند پردهء خفا بر روى آن خواهد بود وبمنزلهء اين باشد كه كسى چيزى را از پس پرده ديده باشد ، وممكن است كه مراد به « حكمت » در اينجا جزو عملي آن باشد يعنى اعمال صالحه ومراد اين باشد كه آنها باعث اين مىشود كه پرده علم از براي صاحب آن برداشته شود يعنى پرده از روى علم برداشته شود وعلم بسيار از براي أو حاصل شود .

4274

بوفور العقل يتوفّر الحلم . بسبب بسيار بودن عقل وافر مىشود حلم ، زيرا كه هر چند عقل كسى بيشتر باشد معرفت أو بنيكوئى حلم ومنافع آن وبدى خلاف آن وضررهاى آن بيشتر باشد ويقين چنين عقلي سعى كند كه صاحب آن بهره وافرى از آن داشته باشد .

4275

بالعقول تنال ذروة « 1 » العلوم . بعقلها رسيده مىشود باوج علمها يعنى بعقلها كه حق تعالى ببندگان عطا كرده
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « ذروه » را هم بكسر ذال وهم بضم آن ضبط كرده ودر لغت نيز هر دو صحيح است .