مىتوان بمراتب عاليه علوم ومعارف رسيد پس آدمي نبايد كه بكاهلى وتقصير خود را از آن درجات محروم سازد ودر بعضي نسخهها « الأمور » بدل « العلوم » است موافق فقره بعد ، وبنا بر اين مراد اين است كه : بعقلها رسيده مىشود باوج امرها يعنى كارها يا چيزها يعنى بكارهاى بلند يا مرتبههاى بلند مىتوان رسيد ، پس آدمي نبايد كه بكاهلى وتقصير آن را عبث وبي فايده كند وخود را از ثمره آن محروم سازد .
4276
بالصّبر تدرك معالى الأمور .
بصبر يافته مىشود أمور بلند يعنى مرتبه هاى بلند يا كارهاى بلند ، ومراد بصبر صبر بر مصيبتها ومكاره زمان است ، وهمچنين صبر بر تعب وزحمت طاعات وعبادات وترك آنچه را خواهش آن باشد از محرّمات ، وظاهر است كه صبر بر اينها باعث مراتب بلند گردد ، وهمچنين باعث اين مىشود كه كارهاى بلند توان كرد كه همان كارهاى خير باشد كه صبر بر آنها ميكند از فعل طاعات يا ترك محرّمات .
4277
بقدر الهمم تكون الهموم « 1 » .
بقدر همتها ميباشد غمها يعنى بقدر خواهشها واراده ها ميباشد غمها زيرا كه هر اراده وخواهشى لازم دارد غمى را كه عارض مىشود بسبب تعب وزحمتى كه بايد كشيد در طلب آن ودر حفظ آن بعد از حاصل شدن ودر فوت آن هرگاه حاصل نشود يا بعد از حصول فوت شود وغرض ترغيب بر كم كردن خواهشها وارادههاست تا اين كه غم زياد نبايد خورد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه بقدر بلندى همتها ميباشد غمها پس كسى را كه همت بلند باشد ومرتبهء بلند خواهد در دنيا يا آخرت غم أو زيادة است از كسى كه بمرتبه پست راضى شود زيرا كه تعب وزحمت هر شغلى در دنيا بقدر بزرگى آن شغل وبلندى مرتبه آنست وهمچنين زحمت تحصيل هر مرتبه در آخرت بقدر بزرگى وبلندى آن مرتبه است وبنا بر اين مراد در همتهاى دنيا اين است كه همت بر مراتب بلند در آنها باعث زيادتى غمهاست پس اجتناب
هامش
( 1 ) بعضي از شعراء اين حديث را بعين عبارت ( ليكن بتأخير جار ومجرور ) نظم كرده است .