4253
بالايثار يستحقّ اسم الكرم .
بسبب ايثار حاصل مىشود استحقاق وشايستگى نام كرم ، « ايثار » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى جود وكرم باشد وبمعنى اختيار كردن كسى بر خود ودادن چيزى باو در حال احتياج خود بآن ودر اينجا مراد معنى دويم است ومراد اين است كه شايستهء اسم « كرم » كسيست كه ايثار كند وچيزى بكسى دهد با وجود احتياج خود بآن ، نوه هر كه جود وبخشش كند ، وممكن است كه « ايثار » بمعنى جود وكرم باشد ومراد به « كرم » در اينجا جود وبخشش نباشد بلكه گرامى بودن باشد ومراد اين باشد كه تا كسى جود وبخشش نداشته باشد شايسته اين نيست كه أو را گرامى وبلند مرتبه گويند .
4254
بقدر اللذّة يكون التغصيص .
بقدر لذّت ميباشد غصه دادن يعنى نعمتهاى دنيوي صاف نمىباشد وهر نعمتي بقدر لذّت آن غصه همراه يا در عقب دارد .
4255
بقدر السّرور يكون التّنغيص .
بقدر شادمانى ميباشد مكدّر ساختن يعنى مكدّر ساختن آفات وعوارض عيش آدمي را ، واين بمنزله تأكيد فقره سابق است .
4256
بركوب الأهوال تكتسب الأموال .
بمرتكب شدن هولها وترسها كسب كرده مىشود مالها ، مراد اينست كه غالب اينست كه در كسب أموال ارتكاب هولها بايد كرد مثل سفرهاى دريا ومشاهدهء تلاطم وطوفان ورفتن بيابان وبرخوردن راهزنان ودزدان ، پس اگر كسى از براي كسى أموال كه بزودى فانى گردد مرتكب چنين هولها شود پس چرا تعب وزحمت افعالى را بر خود نگذارد كه اجر وثواب آنها پاينده ودايم باشد .