بطاعت ميباشد اقبال ، مراد اين است كه اقبال وبخت بلند اين است كه كسى طاعت وفرمانبردارى خدا كند كه سبب رستگارى جاويد گردد واگر بي آن دينا رو بكسى آورد آن اقبال نيست بلكه باعث زيادتى وزر ووبال است .
4244
بالقناعة يكون العزّ .
بقناعت ميباشد عزّت وارجمندى ، چه هر كه قانع شود بداده خدا طمع از كسى نكند وآبروى خود را نزد كسى نريزد وچنين كسى هر چند فقير باشد نزد همه كس عزيز ومحترم باشد ، بخلاف كسى كه طمع كند كه هر چند مالدار باشد خوار وذليل گردد .
4245
بالّطاعة يكون الفوز .
بطاعت وفرمانبردارى ميباشد فيروزى ، مراد اينست كه فيروزى وكامياب شدن آنست كه بسبب طاعت وفرمانبردارى خدا باشد چه آن فيروزى برستگارى جاويد وكاميابى از آنست ، وفيروزى وكاميابى بدنيا كه با نافرمانى باشد آن در حقيقت ناكامى است وسبب زيادتى زيان وخسران .
4246
بالتكبّر يكون المقت .
بتكبر ميباشد دشمن داشته شدن يعنى تكبر سبب اين مىشود كه حق تعالى اين كس را دشمن دارد چنانكه آيات وأحاديث بسيار دلالت بر آن دارد ، وهمچنين سبب دشمنى خلق مىشود زيرا كه متكبر با هر كس سلوكى كه مرضّى أو باشد نكند وباين اعتبار با أو دشمن گردند چنانكه بتفحص أحوال مردم ظاهر وباهر مىگردد .
4247
بالتّوانى يكون الفوت .
بسبب سستى ميباشد فوت ، يعنى سستى سبب فوت مطالب اخروى ودنيوي گردد ، پس آدمي بايد كه راه آن بخود ندهد وعزم أو در كردن كارهاى خير وهمچنين ضروريات أمور دنيوي قوى باشد واهتمام به آنها داشته باشد .