تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

4248

بالفناء تختم الدّنيا . بنيستى ختم مىشود دنيا يعنى عاقبت دنياي هر كس فنا وزوال است ، وهمچنين عاقبت تمام دنيا ، پس شايسته آن نيست كه كسى دل بآن بندد وحريص بر آن باشد .

4249

بالحرص يكون العناء . بسبب حرص ميباشد رنج ، زيرا كه حريص هميشه در تعب ورنج طلب باشد وهر چه حاصل شود طلب زيادة بر آن كند وهرگز از طلب باز نايستد .

4250

بالياس يكون الغناء . بنوميدى ميباشد توانگرى يعنى نوميد ساختن خود از خلق وقطع طمع از ايشان در حقيقت توانگرى است ، زيرا كه توانگرى زيادة از آن نباشد كه كسى را حاجت بخلق نباشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه سبب توانگرى ظاهري گردد وبسبب آن حقّ تعالى أو را توانگر گرداند .

4251

بالمعصية تكون الشقاء . بسبب نافرمانى ميباشد بدبختى ، يعنى بدبختى اين است كه كسى عصيان كند وفرمان حق تعالى نبرد وعاقبت خود را تباه گرداند نه اين كه در دنيا فقير وبي چيز باشد يا ببلاها ومصيبتها گرفتار گردد چنانكه بسيارى از مردم گمان ميكنند .

4252

بعوارض الآفات تتكدّر النّعم . بآفتها كه عارض ميشوند تيره وناصاف مىگردد نعمتها ، مراد اين است كه نعمتهاى دنيوي از براي كسى صاف نمىماند وهمواره بورود عوارض وآفات مكدّر وتيره مىگردد پس شايسته آن نيست كه كسى حريص بر آنها باشد وسعى در طلب آنها كند ، سزاوار سعى نعمتهاى اخروى است كه كدورت را به آنها أصلا راهى نيست .