4239
بالصّدقة تفسح « 1 » الآجال .
بتصدّق وسعت مىيابد اجلها يعنى مدّت عمرها واين بنا بر آنست كه حقّ تعالى گاه هست كه تقدير كرده كه مدّت عمر كسى فلان قدر باشد اگر تصدّق نكند وفلان قدر زياد شود اگر تصدّق كند پس در آن صورت اگر تصدّق كند عمر أو وسعت يابد يعنى زياد شود بر آن قدرى كه از براي أو تقدير شده بود بشرط عدم تصدّق وهمچنين در دعا ومانند آنها از آنچه وارد شده كه گاهى باعث زيادتى عمر مىگردد .
واين معنى يعنى زيادشدن عمر گاهى بسبب تصدّق در أحاديث بسيار وارد شده مثل آنچه در حديث معتبر آمده كه يهودئى بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله گذشته گفت : السام عليك ، حضرت در جواب فرمود : عليك ، أصحاب عرض كردند كه اين يهودي جز اين نيست كه سلام كرد بر تو بمرگ يعنى بجاى سلام سام گفت وسام بمعنى مرگ است يعنى مرگ بر تو باد ، حضرت فرمود كه : من هم همچنان بر أو برگردانيدم ، بعد از آن حضرت فرمود كه : اين يهودي را مىگزد ماري سياه در پشت گردنش ، پس مىكشد أو را ، بعد از آن يهودي رفت وهيمه بسيار جمع كرده برداشته بزودى برگشت آن گاه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه وآله - باو گفت : بگذار اين هيمه را ، پس چون گذاشت ديدند كه مار سياهى در ميان هيمه است ودندان گذاشته بر چوبى حضرت فرمود كه : اى يهودي چه عمل كرده امروز ؟ - گفت : عملي نكرده أم مگر اين هيمه را كه برداشتهام وبا من دو نان بود يكى را خوردم وديگرى را بر مسكينى تصدّق نمودم ، پس حضرت فرمود كه : بآن نان دفع كرده اللّه تعالى از أو ، وفرمود كه : بدرستى كه صدقه دفع ميكند مردن بد را از آدمي ، ودر بعضي نسخهها « تفسخ » بخاى نقطه دار است وبنا بر اين ترجمه اين است كه بتصدّق فسخ كرده مىشود اجلها ، وظاهرتر بنا بر اين اين است كه : اجل بمعنى وقت مرگ باشد نه مدّت عمر چنانكه در نسخه أول مذكور شد يعنى فسخ كرده
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « فسح المكان كنصر فساحة وسع فهو فسيح ( تا آخر كلام أو ) » .