يگانگى خدا را وتكذيب ايشان رسولان أو را ، واما هاروت وماروت پس بودند دو فرشته كه تعليم نمودند مردم را سحر تا اين كه احتراز كنند بآن از سحر سحركنندگان وباطل گردانند بآن مكر ايشان را وتعليم نكردند احدى را از آن چيزى مگر اين كه گفتند مر أو را كه : نيستيم ما مگر فتنه پس كفر نياور ، پس كفر آوردند قومي باين كه كافر شدند آنچه را كه امر شده بودند باحتراز از آن وگشتند چنين كه جدا مىكردند به آن چه ياد گرفته بودند آنرا ميان هر دو جفت را يعنى زن ومرد را .
پوشيده نماند كه حكايت هاروت وماروت وپائين آمدن آنها بزمين بصورت آدمي وتركيب شهوت در ايشان وگرفتار شدن ايشان بزنى زهره نام وبالارفتن بآسمان به آن چه ياد گرفت از ايشان از اسم أعظم ومسخ شدن أو در آسمان بستاره مشهور بزهره در أحاديث أهل سنت نيز وارد شده وجمعى از علماى ايشان گفتهاند كه : اين قولي است كه روايت شده از يهودان . وظاهر اين است كه اين از رموز أوايل است . وبعضي از علماى ما « 1 » نيز آنرا بر رمز حمل كرده ودر تطبيق حديث أبى طفيل بر آن گفته كه : مراد بدو فرشته كه تعبير از آنها بهاروت وماروت شده روح وقلب است كه از عالم روحاني پائين فرستاده شدهاند بسوى عالم جسماني از براي بر پاى داشتن حقّ ، پس مفتون شدهاند بزهره حيات دنيا وافتاده اند در دام شهوت وآشاميدهاند شراب غفلت ، وبندگى كردهاند بت هوى را ، وكشته اند عقل نصيحتكننده خود را باين كه منع كردهاند آنرا از پرورشيافتن بعلم وتقوى ، ومحو كرده اند اثر نصيحت أو را از نفسهاى خود ، ومهيا شدهاند از براي زنا كردن بزانيه دنياي دنيه كه متولى تربيت نشاط وطرب در آن ستاره زهره است پس گريخته دنيا از ايشان وفوت شده ايشان را ، چون از عادت آن اين است كه بگريزد از جمعى كه طلب آن كنند بسبب اين كه متاع فريب وغرور است وباقيمانده اشراق حسن آن در موضع بلندى بعنوانى كه نمىرسد بآن دستهاى طلب كنندگان آن ما دام كه باقي باشد زهره در آسمان ، واداشته ايشان را دوستى دنيا
هامش
( 1 ) در حاشية مذكور است بخط شارح ( ره ) : « آخوند ملامحسن كاشى رحمه اللّه تعالى » .