نيست بلكه آنانى كه ايشان فرزندان خدا مىدانند بندگانى اند از خدا ، تا آخر ، تا آخر ، وقول ايشان چنانكه بعضي مفسرين گفته اند اشاره است بقول جمعى از كفار كه مىگفتند كه : ملائكة دختران خدايند وبعضي گفته اند كه اشاره است بقول نصارى كه مىگفتند كه : حضرت عيسى پسر خداست وقول يهود كه : حضرت عزيز پسر خداست ، وقول بعضي از غاليان كه مىگفتند در باره أئمة صلوات اللّه وسلامه عليه آنچه مىگفتند ، واين كلام معجز نظام كه اين در باره ملائكة است موافق قول أول است با آنكه ممكن است كه اشاره بهمه باشد واللّه تعالى يعلم واين حديث را شيخ صدوق طاب ثراه در كتاب عيون أخبار الرضا روايت كرده نيز كه مأمون سؤال كرد حضرت امام رضا را صلوات اللّه وسلامه عليه از آنچه روايت ميكنند مردم از امر زهره واين كه آن بود زنى كه مفتون شدند باو هاروت وماروت وآنچه روايت ميكنند از امر سهيل « 1 » واين كه آن بود عشارى از يمن پس فرمود آن حضرت عليه السلام : كه دروغ گفتهاند در آنچه گفته اند كه آنها دو ستارهاند ونبودند آنها مگر دو حيوان از حيوانات دريا پس غلط كردهاند مردم وگمان كرده اند كه آنها آن دو ستاره اند ونيست از شأن خداى عزّ وجلّ اين كه مسخ كند دشمنان خود را نورهاى فروزنده ، پس باقي بگذارد آنها را ما دام كه باقي ماند آسمانها وزمين ، وبدرستى كه مسخ كردهشدهها باقي نماندند زيادة از سه روز تا اين كه مردند وحاصل نشد از آنها نسلي ، ونيست بر روى زمين امروز مسخ كرده شده وآنچه واقع شده بر آنها نام مسوخيت مانند ميمون وخوك وخرس وأشباه آنها ، نيستند آنها مگر مانند آنچه مسخ كرده خداى عزّ وجلّ بر صورتهاى آنها قومي را كه غضب كرده بر ايشان ولعن كرده ايشان را بسبب انكار ايشان
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية همين عبارت گفته « يعنى زهره وسهيل نام دوستارهاند وهمچنين نام دو حيوانند از حيوانات دريا وآنچه مسخ شده اند دو حيوانند ومردم بغلط گمان كردهاند كه آن دو ستاره مسخ شده اند » .