تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
دل ايشان در دوستى آن زن اين كه وضع كردند راهها از سحر آنچه متداول كرده‌اند آن را بر أهل آن ناحية ، فرموده امام عليه السلام : كه پس مخير ساخت ايشان را خداى عزّ وجلّ ميانه عذاب دنيا وعذاب آخرت پس گفت يكى از ايشان برفيق خود كه : بهره مىگيريم از شهوتهاى دنيا چون آمده‌ايم بسوى آن تا اين كه بگرديم بسوى عذاب آخرت ؟ ! پس گفت آن ديگر كه : بدرستى كه عذاب دنيا مر آنراست بريده شدن وعذاب آخرت نيست‌شدنى از براي آن ونيست سزاوار بما اين كه اختيار كنيم عذاب آخرت پاينده سخت را بر عذاب دنياي بريده شونده نيست شونده ، پس اختيار كردند هر دو عذاب دنيا را وبودند چنين كه تعليم مىكردند مردم را سحر در زمين بابل ، پس چون تعليم كردند مردم را سحر بالا برده شدند از زمين بسوى هوا ، پس آنها معذّبند وسرازير آويخته شده‌اند ، معلقند در هوا تا روز قيامت ، وروايت كرده در تفسير عياشى از أبى طفيل كه گفته : بودم در مسجد كوفه كه ابن كوّا سؤال كرد از حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه وسلامه عليه چيزى چند پس خبر داد آن حضرت أو را پس گفت كه : خبر ده مرا از اين ستارهء سرخ يعنى زهره ، فرموده آن حضرت كه : بدرستى كه خدا مطلع گردانيد فرشتگان خود را بر خلق خود وحال آنكه ايشان بر معصيتي بودند از معاصي أو ، پس گفتند دو فرشته ، هاروت وماروت كه : اينها كه خلق كردى پدر ايشان را بدست خود وسجده فرمودى از براي أو فرشتگان خود را عصيان تو ميكنند . . . ! حق تعالى فرمود كه شايد كه شما نيز اگر مبتلا شويد بمثل آنچه مبتلا گردانيده‌ام ايشان را بآن عصيان من كنيد چنانكه عصيان كردند ايشان مرا ، گفتند : نى فسم بعزّت تو ، آن حضرت فرمود كه : پس مبتلا گردانيد خدا ايشان را بمثل آنچه مبتلا گردانيده بود بآن بني آدم را از شهوت ، پس امر كرد ايشان را باين كه شريك نگردانند با أو چيزى را ، ونكشند نفسي را كه حرام گردانيده خدا ، وزنا نكنند ، ونياشامند شراب ، پس فرو فرستاد ايشان را بسوى زمين ، پس بودند كه قضا مىكردند ميانه مردم ، اين در ناحية وآن در ناحية ديگر ،