تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
مطلب ما بدون اين سجود پس گفتند بآن زن كه بدرستى كه ما أجابت مىكنيم ترا بسوى آنچه خواستى گفت پس فرا گيريد اين شراب را پس بياشاميد پس بدرستى كه آن سبب تقرّب شماست از اين بت وبآن مىرسيد بمراد خود پس مشورت كردند ميان خود وگفتند : اين سه خصلت است از آنچه نهى كرده شده‌ايم از آن ، شرك وزنا وشراب ، وما قادر نيستيم بر زنا مگر بآن دوى ديگر تا اين كه برسيم ببر آوردن حاجت خود ، پس گفتند : چه بزرگست بليه ما بسبب تو بتحقيق كه أجابت كرديم ترا ، گفت : پس فرا گيريد بياشاميد اين شراب را ، وسجده كنيد از براي بت ، پس آشاميدند شراب را ، وسجده كردند ، پس از آن خواستند كه تن در دهد بايشان پس چون مهياى آن شدند داخل شد بر ايشان سائلى كه سؤال ميكرد پس ديد آن دو كس را برين حالت پس بترسيدند از أو پس گفت آن سائل : واي بر شما بتحقيق كه خلوت كرده‌ايد شما با اين زن خوشبوى نيكو صورت ونشسته أيد آزاد بر مثل اين فاحشة يعنى زنا ، بدرستى كه شما هر آينه دو مرد بديد ، قسم بخدا كه هر آينه بكنم بشما يعنى آنچه جزاى شما باشد يا سزاوار آن باشيد وبيرون رفت برين نحو ، پس برخاست آن زن پس گفت : نه ، قسم بخداى من نمىرسيد حالا بسوى من وحال آنكه بتحقيق مطلع شد اين مرد بر حال شما ودانست جاى شما را ، وبيرون مىرود حالا وخبر مىدهد ، وليكن شما پيشى گيريد بسوى اين مرد وبكشيد أو را پيش از آنكه رسوا كند ما را همه ، پس آن وقت فراگيريد يعنى مطلب خود را پس برآوريد حاجت خود را در حالي كه مطمئن باشيد وأيمن ، پس شتافتند بسوى آن مرد پس رسيدند باو پس كشتند أو را ، پس برگشتند بسوى آن زن ، پس نديدند آن را پس ظاهر شد از براي ايشان عورتهاى ايشان ، وكنده شد از ايشان لباس فاخرى كه داشتند ، وپشيمان شدند « 1 » وشنيدند
هامش
( 1 ) در حاشية گفته : « يا حيران شدند يا لغزيدند وخطا كردند » .