تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
هاتفى را « 1 » كه مىگويد : بدرستى كه شما فرود آورده شديد بسوى زمين ميانه آدميان از خلق خدا ساعتي از روز ، پس عصيان كرديد خدا را بچهار گناه از گناهان كبيره « 2 » وبتحقيق كه نهى كرده بود شما را از آنها وپيش فرموده بود بشما در باره آنها وشما نترسيديد از أو ونه شرم كرديد از أو ، وبتحقيق كه بوديد شما سخت‌ترين آن كه عتاب كرد بر أهل زمين بسبب گناهان وكشيد « 3 » غضب خدا را بر ايشان وچون گردانيد در شما از خوى خلق آدمي أو ، وبود پيشتر كه نگاهداشته بود شما را از گناهان ، چگونه ديديد موضع ترك يارى أو را در باره شما ؟ ! فرمود آن حضرت : وبود
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية كتاب نسبت باين عبارت گفته : « در بعضي نسخه ها بجاى « وشنيدند هاتفى را ، ( تا آخر ) » چنين واقع شده : « فرمود آن حضرت كه : پس وحى فرستاد خدا بسوى ايشان كه : من فرود نياوردم شما را بسوى زمين با خلق خود مگر ساعتي از روز پس عصيان كرديد مرا بچهار تا از معاصي كه همه آنها بتحقيق نهى كرده بودم شما را از آنها ، وپيش گفته بودم بشما در باره آنها ، پس نترسيديد از من وشرم نكرديد از من وبتحقيق كه بوديد شما سخت‌تر آن كه عتاب كرد بر أهل زمين از براي گناهان وكشيد خشم وغضب مرا بر ايشان وچون گردانيدم در شما از خوى خلق خود ونگاهدارى من شما را از معاصي پس چگونه ديديد ترك يارى مرا ؟ ! اختيار كنيد عذاب دنيا را يا عذاب آخرت را ؟ - پس گفت يكى از ايشان برفيق خود ، تا آخر حديث » وپوشيده نيست كه ظاهر اين است كه قبل از لفظ « ونگاهدارى من شما را » لفظي افتاده مثل اين كه « وباز داشتم از شما نگاهدارى من شما را » واللّه تعالى يعلم » . ( 2 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « كه شرك باشد وآشاميدن شراب وقتل شخصي بناحق وزنا ، وپوشيده نيست كه زنا بنا بر روشى كه نقل شده اگر چه واقع نشد نهايت چون مشرف بر آن شدند پس آن نيز بمنزله اين بود كه واقع شد از ايشان » . ( 3 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « پوشيده نماند كه عبارت حديث در بعضي نسخه‌ها كه بنظر رسيده چنين است « واستجرا غضبه عليهم » ودر بعضي « واستجرأ غضبه عليهم » وچون « استجرا » و « أسجر » هيچ يك معنى نداشت بخاطر رسيد كه هر دو از نسخه‌ها سهو باشد وصحيح « استجرّ » باشد بمعنى « كشيد غضب خدا بر ايشان » يعنى طلب كرد وخواست كه غضب كند خدا بر ايشان ، وبنا بر نسخه « أسجر » ممكن است كه الف سهو باشد وصحيح « سجر » باشد بمعنى گرم كرد ومعنى اين باشد كه : گرم كرد غضب خدا را بر ايشان ، واللّه تعالى يعلم » .