تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
زياد كن غم أو را باين كه باز بردبارى كنى از أو ومتعرّض أو نشوى .

4089

إذا أحسنت على اللئيم وترك باحسانك اليه . هرگاه احسان كنى بر لئيم يعنى بخيل يا ناكسى پست مرتبه برساند بتو مكروهى بسبب احسان تو باو ، يعنى نمىشود كه بتلافى احسان تو باو مكروهى نرساند بتو ، پس احسان باو نبايد كرد .

4090

إذا لم تكن عالما ناطقا فكن مستمعا واعيا . هرگاه نباشى عالمي گويا پس باش گوش اندازنده حفظ كننده ، يعنى هرگاه تو خود عالم نباشى كه گويا گردى پس در جائى كه عالمي باشد گويا ، گوش انداز به آن چه مىگويد وبياد نگه دار آن را .

4091

إذا صعدت روح المؤمن إلى السّماء تعجّبت الملائكة وقالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا . هرگاه بالا رود روح مؤمن بسوى آسمان تعجب ميكنند فرشتگان ومىگويند : تعجب مىكنيم تعجب كردنى چگونه نجات يافته است از سرائى كه فاسد شد در آن نيكان ما ؟ ! مراد به « بالا رفتن روح مؤمن » يا بالا رفتن نفس مجرّد اوست با بدن مثالي ، يا متصل شدن أو بأهل آسمان باتصال معنوي وداخل شدن در زمره ايشان بسبب قطع علاقة أو از بدن وقوتهاى شهويه وغضبيه آن ، يا بالارفتن خبر فوت وقطع علاقة نفس أو از بدن با وجود ايمان ورستگارى ، وبر هر تقدير تعجب ملائكة از نجات ورستگارى اوست كه معلوم ايشان شد باعتبار بالا رفتن أو بيكى از دو معنى اوّل يا شنيدند بنا بر احتمال سيم ، ووجه تعجب اين است كه اشاره بآن كردند كه خوبان ما ملائكة بزمين رفتند وعاصى گشتند ونجات نيافتند أو چگونه نجات يافت از آن سرا ورستگار شد ؟ ! وظاهر اين است كه اين اشاره است بحكايت هاروت وماروت و
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 145 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)