تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ونقليه مستفاد مىشود از علم اجمالي بكمال حكمت ودانائى أو باين كه أو البتة در هرچه خلق وتقدير كرده رعايت مصلحت كرده هر چند تفاصيل آنها بر ما ظاهر نباشد .

4087

إذا وثقت بمودّة أخيك فلا تبال متى لقيته ولقيك . هرگاه اعتماد كنى بر دوستى برادر خود پس باك مدار هرگاه ملاقاة كنى أو را وملاقاة كند أو ترا ، يعنى هرگاه دوستى ميانه تو وبرادر تو محكم گردد واعتماد بر دوستى داشته باشى پس مقيد رسوم وعادات مباشد وباك مدار از اين كه زود ببينى أو را يا دير ببينى ، وهمچنين أو زود ببيند ترا يا دير ببيند ، وهمچنين رعايت اين مكن كه ملاقاة أو را در وقت مناسبى بكنى مثل اين كه وقتي نباشد كه بايد مهمانى كند وهمچنين اگر أو ملاقاة تو كند در وقت نامناسبى مثل اين كه در آن وقتي باشد كه چيزى حاضر نباشد كه از براي أو بياورى ، باك مدار از آن هرگاه دوستى محكم شد هر نحو كه سلوك شود خوب است ، رعايت اين رسوم وقتي در كار است كه دوستى محكم نشده باشد .

4088

إذا حلمت عن السّفيه غمّمته « 1 » فزده غمّا بحلمك عنه . هرگاه بردبارى كنى از سفيه غمگين گردانى أو را ، پس زياد كن غم أو را ببردبارى از أو ، « سفيه » بمعنى نادان است يا كسى كه بردبار نباشد يا بردبارى أو كم باشد ومراد اين است كه هرگاه بردبارى كنى از سفيه وهرزه كه گويد بگذرانى وجواب نگوئى غمگين گردانى أو را ، باعتبار اين كه أو مىخواهد كه تو نيز جواب أو گوئى تا أو ديگر بگويد وهمچنين ، واين نحو غمگين گردانيدن سفيه خوب است ، پس زياد گردان غم أو را ببردبارى از أو ، يعنى أو را غمگين زياد گردان باين كه كمال بردبارى كنى از أو وأصلا متعرّض جواب أو نشوى تا أو بغايت غمگين گردد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه هر گاه بردبارى كنى از سفيه غمگين گردانى أو را چنانكه مذكور شد وهرگاه غمگين گردد باز هرزه گويد وبي آدابى كند پس تو باز
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را « غمم » از باب تفعيل ضبط كرده و « غمّ » مجرّدا بهتر بنظر مىآيد .