حساب از موقف تا جهنّم كور وگنگ وكر بر سبيل حقيقت ، و « تردّد پهلوها » يعنى اضطراب وطپيدن آنها از خوف ودهشت در قبر بعد از اين كه زنده شوند يا در همهء عقبات ومواقف تا هنگام فارغ شدن از مخاوف وتنگى قبرها وسختى نوميدى يا شكستگى يا اندوه همه از براي گنهكاران است ، واگر نه حق تعالى از براي نيكوكاران قبرها را وسعت دهد چنانكه در أحاديث وارد شده ونوميدى وشكستگى واندوهى ايشان را رو ندهد نهايت هول آنها هر كس را باشد باعتبار اين كه مبادا گنهكار باشد وبنا بر اين هر يك از اينها عطف بر [ مطّلع ] اند ومراد هول از همهء آنهاست ، وممكن است كه عطف بر هول مطّلع باشد ومراد اين باشد كه مىدانيد كه اينها همه هست از براي گنهكاران واين معنى نيز بايد كه پند گو ومحلّ عبرت باشد از براي شما تا اين كه سلوكى كنيد كه بسبب آن از اينها رستگار گرديد .
3631
انّ للقلوب شهوة وكراهة واقبالا وادبارا فاتوها من اقبالها وشهوتها فانّ القلب إذا اكره عمى .
بدرستى كه از براي دلها خواهشى است وناخوش داشتنى ، وروآوردنى وپشت گردانيدنى ، پس بيائيد آنها را از رو آوردن آنها وخواهش آنها پس بدرستى كه وى هرگاه اكراه كرده شود كور گردد ، مراد اين است كه أوقات وأحوال دلها مختلف است گاهى آنها را خواهشى باشد بعبادات وكارهاى خير وگاهى ناخوشئى وپشت گردانيدنى بسبب كسالتى يا ملالتى پس بيائيد پيش آنها از براي تكليف بعبادات وساير أمور خير در وقت رو آوردن آنها وخواهش آنها نه در وقت كراهت وپشت گردانيدن آنها ، زيرا كه دل هرگاه نخواهد كارى را واقبال نكند بر آن وبجبر واكراه داشته شود بر آن كور گردد وبصيرت أو زايل گردد وآنچه كند از روى بينائى وخضوع وخشوعي كه بايد نباشد ، وپوشيده نيست كه اين در تكليف بمستحبّات ومندوبات است وهمچنين در واجبها با وسعت وقت آنها وامّا هرگاه