اوّل بر دوّم وهمچنين دوّم بر سيّم امّا بحسب عمل وبجا آوردن پس مرتبهء سيّم بر همه مقدّم است يعنى هر كار بدى كه از كسى ديده شود بايد آن را بدل بد دانست ومكروه داشت واگر گمان اين باشد يا احتمال اين دهد كه بمنع وزجر زبانى از آن باز ايستد بايد ابتداى بآن كرد ، واگر آن نفع نكند يا از اوّل داند كه نفع نمىكند بايد كه بجهاد بدست پرداخت بتفصيلى كه در كتب فقهى مسطور است . وپوشيده نيست كه وجوب دو مرتبهء اوّل بر تقدير قدرت بر آن است با ساير شرايط ديگر « 1 » وامّا مرتبهء سيّم پس آن مشروط بشرطى نيست وقدرت بر آن هميشه حاصل است وهر مؤمني كه كار خوبى را از كسى ببيند بايد كه در دل انكار آن كند وآن را بد داند وهر كه چنين نباشد برگردانيده مىشود يعنى مرتبهء أو سرنگون مىگردد وبلندى وعزّت أو بپستى وذلّت مبدّل مىشود ، وممكن است كه « تغلبون » بصيغهء مجهول خوانده شود ومراد بيان أحوال مردم باشد بعد از آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه يا بعد از اين كه شروع كرده بودند در نافرمانى آن حضرت ومعنى اين باشد كه : بعد از من يا بعد از اين باعتبار اين كه أطاعت من چنانكه بايد نمىكنيد اوّل آنچه مغلوب مىشويد بر آن وبجا نخواهيد آورد آن را جهاد بدستهاى شماست ، وبعد از آن جهاد بزبان نيز ، وبعد از آن جهاد بدل نيز ، باعتبار اين كه بتدريج الفت گيريد باهل باطل وبگرويد بايشان بمرتبهء كه هر منكري كه بكنند منكر نباشد نزد شما ، وبدل نيز انكار آن نكنيد چه جاى دست وزبان ، وچون از براي ترك جهاد بدست وزبان ممكن است كه گاهى عذرى باشد بخلاف جهاد بدل چنانكه اشاره بآن شد پس بآن اعتبار اقتصار نمود آن حضرت بر مذمّت ترك جهاد بدل وذكر مفسدهء آن .
3609
انّ الموت لهادم لذّاتكم ومباعد طلباتكم ومفرّق جماعاتكم قد اعلقتكم حبائله واقصدتكم مقاتله .
بدرستى كه مرگ هر آينه خراب كنندهء لذّتهاى شماست ودور كنندهء
هامش
( 1 ) كذا في الأصل صريحا .