راه آخرت در پيش دارى كه مسافت آن يعنى مقدار آن دراز است وتعب ومشقّت آن سخت ، وناچار است از نيكوئى طلب كردن واز قدر كفاف از براي تو از توشهء آن راه واين بيان امريست كه ناچار است از نيكوئى طلب كردن آن ، وغرض تحريص بر سعى كردن از براي توشهء آن راه وتهيّهء أسباب آن است .
3527
انّ النّفس الّتى تطلب الرّغائب الفانية لتهلك في طلبها وتشقى في منقلبها .
بدرستى كه نفسي كه طلب ميكند رغايب فانى شونده را هر آينه هلاك مىشود در طلب آنها يا در طلب أو ، وبدبخت مىشود در بازگشت أو ، « رغائب » جمع رغيبه است و « رغيبه » عطاى بسيار را گويند يا هر امرى كه رغبت شود در آن ومردم خواهش آن داشته باشند ، ومراد به « رغائب فانية » رغائب دنيوي است كه بزودى نيست وفانى شوند و « هلاك شدن أو در طلب آنها » يعنى طلب نمودن أو آنها را يا در طلب أو يعنى طلب أو آنها را يا هلاك شدن در آخرت است وبنا بر اين « بدبخت شدن در بازگشت » بمنزلهء بيان آن است ويا هلاك شدن باعتبار رنج وتعب بسيار است كه لازمهء آن طلب است ، ويا مراد بقرينهء مقابله با فقرهء بعد محرومى اوست از آن مطالب در أكثر أوقات ونرسيدن به آنها .
3528
انّ النّفس الّتى تجهد في اقتناء الرّغائب الباقية لتدرك طلبها وتسعد في منقلبها .
بدرستى كه نفسي كه جهد ميكند در كسب كردن رغائبى كه باقي ماند يعنى رغايب اخروى هر آينه مىيابد مطلب خود را ونيكبخت مىشود در بازگشت خود .
3529
انّ للّه تعالى في السّرّاء نعمة الافضال وفي الضّرّاء نعمة التّطهير .
بدرستى كه مر خداى بلند مرتبه را در شادى نعمت احسان است ودر سختى