وممكن است كه شامل أمور ضروريّهء دنيوي نيز باشد ودر بعضي أحاديث وارد شده كه : عمل كن از براي آخرت خود چنانكه گويا مىميرى فردا وعمل كن از براي دنياي خود چنانكه گويا زندگانى ميكنى هميشه ، وپوشيده نيست كه غرض از آن اهتمام بعمل از براي آخرت است چه ظاهر است كه كسى كه داند كه فردا مىميرد كمال اهتمام ميكند در توبه وبازگشت وآنچه ميسّر باشد أو را از اعمال وافعال خير ، وامّا در عمل از براي دنيا ممكن است كه مراد اين باشد كه در آن مضايقه از تأخير وپس انداختن مكن مانند كسى كه اعتقاد داشته باشد كه هميشه زندگانى ميكند وگويد كه : امروز اين كار را اگر نكنم سهل است فردا خواهم كرد وهمچنين در فردا ، وهمچنين ممكن است كه مراد تحريص بر اهتمام در أمور ضروريّهء آن نيز باشد چه كسى كه اعتقاد اين داشته باشد كه هميشه زندگانى خواهد كرد احتياج أو بدنيا بيشتر است پس سعى در استحكام أمور ضروريّهء آن بيشتر بكند بخلاف كسى كه داند كه دنيا چند روزى است چه أو گويد كه اين چند روز بهر نحو كه باشد مىگذرد وقابل اهتمام بأمور آن نيست واللّه تعالى يعلم .
3342
افقر النّاس من قتّر على نفسه مع الغنى والسّعة وخلّفه لغيره .
درويشترين مردمان كسى است كه تنگ بگيرد بر نفس خود با توانگرى وفراخى ، وپس اندازد آن را از براي غير خود ، « درويشتر بودن أو » باعتبار اين است كه در دنيا خود را درويش كرده ودر آخرت نيز درويش خواهد بود بخلاف درويشان ديگر كه اگر در دنيا زحمت درويشى بكشند در آخرت تلافى آن بشود وتوانگر گردند ، وأيضا درويشى چنين كسى ما دام كه چنين باشد چارهء ندارد واميد زوالى از براي آن نيست بخلاف درويشيهاى ديگر كه ممكن است زوال آن برو آوردن وسعت وتوانگرى .