در فقرهء سابق در أمر اوّل باعتبار اينست كه انكار آن بيش از هر انكارى واقع مىشود پس منافاتى ميانهء آنها نيست .
3333
ابعد النّاس من النّجاح المستهتر باللّهو والمزاح .
دورترين مردم از فيروزى كسى است كه حريص باشد ببازى ومزاح يعنى خوش طبعى .
3334
ابعد النّاس من الصّلاح الكذوب وذو الوجه الوقاح
دورترين مردم از صلاح يعنى درستى حال وتباه نبودن آن بسيار دروغگوست وصاحب روى بىشرم يا سخت .
3335
أولى العلم بك مالا يتقبّل العمل الّا به .
سزاوارتر علمي بتو يعنى باين كه بياموزى آن را آن است كه پذيرفته نمىشود عمل مگر بآن ، مراد به « آن » معارف إلهيّه است كه هيچ عملي بي آنها قبول نمىشود .
3336
أوجب العلم عليك ما أنت مسؤول عن العمل به .
واجبترين علمي بر تو آن است كه سؤال كرده شوى تو از عمل كردن بآن ، مراد به « آن » علم فقه است وآن ظاهر است ، وهمچنين آنچه از علم كلام وحكمت متعلّق بأحوال مبدأ ومعاد باشد ، زيرا كه هر چند آنها بحسب ظاهر متعلّق بعمل نيست نهايت علم بوجوب همهء أعمال متوقف بر آن است پس سؤال از عمل بآن بر وجه أتمّ أكمل خواهد شد ، وپوشيده نيست كه علومى كه يكى از آن علوم موقوف بر آن باشد مثل علم أصول فقه كه علم فقه موقوف بر آن است آن نيز واجب خواهد بود امّا آنچه موقوف عليه اينها نيز نباشد پس وجوبي نخواهد داشت بلكه دانستن آن موجب مزيّت وفضلى تواند بود .