نسخهها بدل « الذّخر » « الزّاد » است يعنى بهترين توشه ودر بعضي « الذكر » است يعنى بهترين ياد نمودن خدا اينست كه از أو بترسد وجرأت بر عصيان أو نكند .
3241
أفضل الأدب ان يقف الانسان عند حدّه ولا يتعدّى قدره .
بهترين أدب اين است كه بايستد آدمي نزد حدّ خود ودر نگذرد از اندازهء خود .
3242
اعدل النّاس من انصف عن قوّة وأعظمهم حلما من حلم عن قدرة .
عادلترين مردم كسيست كه انصاف بورزد نسبت بخود با وجود قدرت بر خلاف آن ، وبزرگترين ايشان بحسب بردبارى كسيست كه بردبارى نمايد با وجود توانائى بر خلاف آن .
3243
أقرب العباد إلى اللّه تعالى اقولهم للحقّ وان كان عليه واعملهم بالحقّ وان كان فيه كرهه .
نزديكترين بندگان بسوى خدا - كه بلند مرتبه است - گويندهترين ايشان است مر حقّ را وهر چند بوده باشد ضرر كننده بر أو ، وعمل كنندهتر ايشانست بحقّ وهر چند بوده باشد در آن كره أو يعنى تعب ومشقّت أو ، يا چيزى كه أو ناخوش دارد آنرا .
3244
أقبح من العىّ الزيّادة على المنطق عن موضع الحاجة .
زشتتر است از عجز در گفتار زيادة كردن بر سخن گفتن از جاى حاجت يعنى از قدرى كه حاجت بآن باشد .
3245
احمد من البلاغة الصّمت حين لا ينبغي الكلام .
ستوده ترست از بلاغت در گفتار خاموشى در هنگامى كه سزاوار نباشد سخن گفتن .