3012
أفضل الكنوز حرّ يدّخر .
افزونترين گنجها آزاده مردى است كه ذخيرة كرده شود يعنى آزاده مردى كه كسى احسانى باو كرده باشد وأو را دوست خود گردانيده باشد تا ذخيرة باشد براي أو از براي روز نيك وبد .
3013
أحسن السّمعة شكر ينشر .
نيكوترين سمعه شكري است كه پراكنده شود ، « سمعه » بضمّ سين يا فتح آن وسكون ميم يا فتح هر دو كارى است كه كرده شود از براي اين كه كسى بشنود آن را ، واين معنى در أكثر طاعات وعبادات بد است وباعث بطلان آن عبادت مىشود ودر غير آنها قصورى ندارد واگر در شنيدن آن مصلحت شرعي باشد نيكو خواهد بود ، مثل اين كه تصدّقات را بر وجهي مىدهد كه ديگران بشنوند تا باعث رغبت ايشان نيز بشود بدادن آنها ، وبهترين آنچه سمعه در آن جايز است شكر كسى است كه نعمتي باين كس داده باشد زيرا كه شنواندن شكر أو بمردم عمدهء افراد در اداى شكر اوست كه عقلا وشرعا مستحسن است .
3014
اعدل الخلق أقضاهم بالحقّ .
عادلترين خلق حكم كنندهترين ايشان است بحقّ ، يعنى هر كه حكم براستى أو بيشتر باشد از ديگرى ، أو عادلتر است از أو ، هر چند طاعات وعبادات ديگر أو زيادة باشد از اين .
3015
أصدق القول ما طابق الحقّ .
راستترين « 1 » گفتار آن است كه مطابق باشد با حقّ يعنى موافق باشد با واقع در جميع كيفيّات وخصوصيّات وأصلا زياد وكمي در آن نباشد .
هامش
( 1 ) كذا صريحا بيك تاء بخطّ شارح ( ره ) .