تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨

2939

أسوء الصّدق النّميمة . بدترين كلام راست سخن چينى است ، يعنى سخن راستى است كه سخن چين نقل كند .

2940

أفظع الغشّ غشّ الائمّة . رسواترين غشّ وناصافى غشّ امامان است يعنى غشّ كردن وناصاف بودن با ايشان .

2941

أعظم الخيانة خيانة الامّة . بزرگترين خيانت خيانت امّت است ، يعنى خيانت با امّت و « امّت » بمعنى امام باشد ، وبنا بر اين اين فقره بمنزلهء تأكيد فقرهء سابق است وهمچنين مردى را كه جامع خيرات باشد امّت گويند وبنا بر اين اعمّ از آن است وطايفهء از هر قبيله را نيز گويند وبنا بر اين بزرگترى اين خيانت باعتبار اين است كه با جمعى است وبمعنى جمعى كه پيغمبرى بر ايشان نازل شده باشد نيز مشهور است ، وبنا بر اين ممكن است كه مراد خيانتى باشد كه نسبت بتمام امّت مسلمانان باشد وضرر آن بهمهء ايشان برسد مانند خيانتى كه جمعى كردند در وضع أحاديث از براي ترويج مذاهب باطله ، وممكن است بنا بر اين معنى مراد خيانت امّت باشد با پيغمبر وامام خود ، وبمنزلهء تأكيد فقرهء سابق باشد .

2942

أقبح الصّدق ثناء الرّجل على نفسه . زشت‌ترين راستى ستايش كردن مرد است بر نفس خود ، زيرا كه آن هرگاه راست باشد زشت‌ترين راستى است ، وپوشيده نيست كه لفظ « أقبح » در اين فقره و « أسوء » در فقرهء قبل از اين كه در باب نميمه بود اشاره است باين كه راستى كه در نميمه گفته شود بدتر است از آنچه در ستايش خود گفته شود .