تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
اين مرد را كه عيب ميكند آنها را ومىافتد در مذمّت آنها ، ومىخواند شما را بسوى پرستش غير آنها پس پنهان كردند نيكوئى خود را وحسن خود را تا اين كه خشمناك شويد شما بر أو پس انتقام بكشيد از أو ، پس عزم كرد رأى همهء ايشان بر كشتن أو ، پس فرا گرفتند انبوبهاى بلند از قلع گشاد دهنهاى آنها ، بعد از آن فرستادند آنها را در ته آب تا بالاى آب يكى بر روى ديگرى مانند تنبوشها ، وكشيدند آنچه در آنها « 1 » از آب ، بعد از آن كندند در ته آن چاهى سر تنگ بسيار گو وانداختند در آن پيغمبر خود را وگرفتند دهن آن را بسنگ بزرگى ، بعد از آن بيرون آوردند انبوبها را از آب وگفتند : اميدواريم حالا اين كه خوشنود شوند از ما خداهاى ما هرگاه ديدند كه ما بتحقيق كشتيم كسى را كه بود آنكه مىافتاد در مذمّت آنها ومنع ميكرد از پرستش آنها ، ودفن كرديم زير بزرگ آنها تا تشفّى بجويد از أو ، پس بر گردد از براي ما نور آنها وخرّمى آنها چنانكه بود « 2 » ، پس باقي ماندند ايشان أكثر آن روز را مىشنيدند نالهء پيغمبر خود را عليه السّلام وأو مىگفت : اى بزرگ من بتحقيق
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية بخطّ خود گفته : « يا در آن چشمه بود يعنى در آن سرچشمه بنا بر احتمال دوم كه در حاشيهء سابق مذكور شد » . ( 2 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « ظاهر اين است كه سرچشمه درياچهء شده بوده وانبوبها از قبيل تنبوشهاى بزرگ كه در اين زمان كول مىگويند در ميان درياچه در موضعي كه محل جوشش زياد نبوده نصب كرده باشند تا آب از اطراب بميان انبوبها نيايد بعد از آن آب انبوبها را خالى كرده‌اند وچاهرا در ميان آنها كنده‌اند وپيغمبر را در آن انداخته‌اند وسرچاه را بسنگى گرفتند وانبوبها را برداشته‌اند وسر چاه در زير آب پنهان شد وممكن است كه انبوبها را در موضع جوشش آب نصت كرده باشند تا آب كه ميخوشيد در ميان آنها حبس شود وبأطراف نرود وبعد از آن آب درياچه را خالى كرده باشند ودر خارج از انبوبها چاهى كنده باشند وبعد از انداختن پيغمبر در آن وگرفتن سرچاه انبوبها را برداشته باشند تا درياچه روشى كه بود پر شود وچاه در زير آب بماند » ودر حاشيهء نسخهء مدرسهء سپهسالار باضافهء « ومنه سلمه اللّه تعالى » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 356 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)