تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

2802

اين من بنى وشيّد فرش ومهّد وجمع وعدّد . كجاست آنكه بنا كرد ومحكم كرد ، وفرش كرد وگسترانيد ، وجمع كرد وآماده ساخت ، مراد بناى عمارات است ومحكم كردن آنها ، وفرش كردن وگسترانيدن فروش در آنها ، وجمع كردن مال وآماده ساختن آن از براي روز نيك وبد .

2803

اين كسرى وقيصر وتبّع وحمير . كجاست كسرى وقيصر وتبّع وحمير « كسرى » بكسر كاف وفتح آن لقب جمعى از پادشاهان فرس بوده معرّب « خسرو » است كه ايشان را أكاسره مىگفتند وآخر ايشان « يزدجرد بن شهريار » بود كه از أو پادشاهى باهل اسلام منتقل شد ، و « قيصر » لقب پادشاهان روم بود كه از ايشان پادشاهى باهل اسلام منتقل شد وبعد از آن نيز پادشاهان روم را قيصر مىگويند ، و « تبّع » لقب پادشاهان يمن بود و « حمير » پدر قبيلهء بود از يمن كه پادشان آنجا در اوّل از ايشان بودند .

2804

اين من ادّخر واعتقد وجمع المال على المال فأكثر . كجاست آنكه ذخيرة كرد وفرا گرفت أموال وفرآهم آورد مال بر روى مال پس بسيار شد مال أو .

2805

اين من حصّن واكّدو زخرف ونجّد . كجاست كسى كه حصار ساخت ومحكم گردانيد ، وزينت كرد وآرايش نمود ، اين تأكيد است وممكن است مراد به « زخرف » اين باشد كه طلا كارى كرد چنانكه أصل معنى آن است وبنا بر اين ذكر « نجّد » بعد از آن ذكر عامّ بعد از خاصّ است .

2806

اين من جمع فأكثر واحتقب واعتقد ، ونظر بزعمه للولد . كجاست كسى كه جمع كرد پس بسيار شد مال أو ، وذخيرة كرد وفرا گرفت
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 359 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)