تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

1508

الفحش والتّفحّش ليسا من الاسلام . فحش يعنى دشنام دادن يا زنا يا هر چه بسيار قبيح باشد از گناهان ومعاصي وتفحّش كه همان تأكيد فحش باشد يا بمعنى دشنام شنيدن يعنى كارى كردن كه سبب دشنام شنيدن باشد يا تحمّل كردن آن كسى كه قادر بر زجر دشنام دهنده باشد نيستند از اسلام يعنى مسلمان كامل چنين نباشد يا مسلمان نبايد كه چنين باشد .

1509

المشورة تجلب لك صواب غيرك . مشورت كردن مىكشد از براي تو رأى درست غير ترا ، يعنى باعث اين مىشود كه فكر درستى را كه غير تو بكند وبخاطر تو نرسد از براي تو بگويد ونفع آن بتو عائد گردد .

1510

الاستبداد برأيك يزلك ويهورك في المهاوي « 1 » . تنها بودن برأي خود ومشورت نكردن مىلغزاند ترا ومىاندازد ترا در افتادنگاهها .

1511

العفاف « 2 » اشرف الاشراف . عفاف يعنى پرهيزگارى از آنچه حلال نباشد برتر برترهاست ، يعنى بهترين وافزونترين صفات وافعال نيكو وبرترست .

1512

الرّضا بالكفاف يؤدّى إلى العفاف . راضى شدن بكفاف يعنى قدرى كه كافى باشد اين كس را واكتفا بآن تواند كرد مىكشاند بعفاف يعنى پرهيزگارى از آنچه حلال نباشد ، ومراد اين است كه
هامش
( 1 ) كذا در چاپ بمبئي ودر چاپ صيدا نيز ، وليكن در چاپ دمشق « في مجالب ضيرك » . ( 2 ) در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار « أهل العفاف » وهمچنين در ترجمه آن « وأهل عفاف » ونيز بجاى « برترهاست » « برترهايند » .